پنج شنبه , ۱ آبان ۱۳۹۳
خانه / جنگ های ایران / جنگ نهاوند-آخرین رویارویی ساسانیان با تازیان

جنگ نهاوند-آخرین رویارویی ساسانیان با تازیان

نام نبرد:نهاوند..مکان:نهاوند نزدیکی همدان..فرماندهان:بهمن جادویه سردار ایرانی و سعد بن ابی‌وقاص و نعمان بن مقرن فرماندهان عرب..جنگنده:۳۰۰۰۰تازی و ۱۰۰۰۰۰ ایرانی..تلفات:ایرانیان ۲۰۰۰۰ و اعراب چند هزار(نامعلوم)..نتیجه: پیروزی خلافت راشدون وسقوط ساسانیان

جنگ نهاوند,آخرین جنگی که بین اعراب و ساسانیان در گرفت.این جنگ در روز پنجم ربیع الاول سال بیست ویکم هجری، برابر با ۲۵ بهمن ۲۰ خورشیدی و ۱۴ فوریه سال ۶۴۲میلادی بین سپاه ایران و اعراب در نزدیکی نهاوند که در منطقه‌ای کوهستانی واقع شده، اتفاق افتاد. نهاوند شهر بزرگی است که در سمت جنوب شرقی استان همدان واقع است و بین این شهر تا همدان ۱۴ فرسخ راه است.سرانجام برای مواجهه با خطری که ایران را تهدید می کرد پادشاه ایران یزدگرد سوم که از مدائن گریخته بود و در شهرهای غربی ایران آواره گشته بود تصمیم گرفت یک بار دیگر تمام قوای خود را تجهیز کند تا مگر اعراب را از مدائن و عراق براند و دست آنها را از تعرض ببلاد غربی کوتاه نماید.نقشه آن بود که حلوان و تیسفون را فتح کرده، کوفه و بصره را که مهمترین سنگرهای عرب در آنحدود بود تسخیر سازند.گرد آمدن این سپاه انبوه در نهاوند البته بار دیگر برای اعراب کوفه خطر و تهدید بزرگی بود. بهمین جهت عمار بن یاسر که درین زمان بنا بر مشهور به جای سعد بن ابی وقاص حاکمیت کوفه داشت نامه ای به خلیفه نوشت و او را از این ماجرا آگاه کرد و در دفع این خطر از او کمک خواست. خلیفه که ازین خبر سخت بوحشت افتاده بود یک لحظه اندیشیدبه عراق عقب نشینی کند اما عاقبت از آن خیال بیرون رفت و نعمان بن عمرو را  به فرماندهی لشکر قرار داد. فرمان هم داد که از شام و عمان و بصره و دیگر جاها نیز قسمتی از سپاه اعراب به نعمان بپیوندند. نعمان با این لشکر از کوفه بیرون آمد و در جایی نزدیک نهاوند اردو زد.در اینجا ایرانیان جنگ دفاعی اختیار کردند و از پشت سنگرها جنگ میکردند و در میدان جنگ زد و خوردهایی کوچک میکردند اینگونه جنگ به طول کشید و آذوقه لشکر اعراب هم در حال تمام شدن بود.در این حال نعمان حیله ایی به کار برد و اعراب به دروغ آوازه در افکندند که خلیفه مرده است و آنها قصد بازگشت دارند. باین حیله ایرانیان را از سنگر بیرون کشیدند و در صحرا با آنها دست بجنگ زدند. جنگی که روی داد سخت و خونین بود و سه روز طول کشید. نعمان در جنگ کشته شد. ایرانیان شکست خوردند و بسیاری فرار کردند.جدال به پایان رسید وغنایم زیادی به دست اعراب افتاد. جنگ نهاوند که اعراب آن را فتح‌الفتوح نامیدند یکی از مهم‌ترین جنگ‌هایی است که بین اعراب و ایرانیان اتفاق افتاده‌است. ابن اثیر در خصوص علت این نام‌گذاری می‌نویسد «اعراب فتح نهاوند را «فتح‌الفتوح» نامیدند زیرا بعد از آن ایرانیان نتوانستند جمع شده و در برابر اعراب بایستند، و پس از این جنگ بود که اعراب سراسر کشور ایران را تصرف کردند، وامپراتوری ساسانی فروپاشید.

ایران پس از جنگ نهاوند

پس از جنگ نهاوند دفاع ایالات ایران به عهدهٔ مرزبانان و دیگر امراء محلی قرار گرفت، و بعضی از این سرداران مثل هرمزدان در خوزستان -در ۶۴۲ میلادی- مقاومتی سخت ولی بی‌فایده، نشان دادند. همدان و ری مسخر لشکر عرب شد، بعد نوبت به آذربایجان و ارمنستان رسید. بعد از آن اصفهان در سال ۲۳ یا ۲۴ هجری قمری دست اعراب افتاد. ری پس از گشوده‌شدن بر فاتحان شورید، ولی در ۲۵ هجری قمری سعد بن ابی‌وقاص شورش را فرونشاند. در همین سال آذربایجان هم شورید، این شورش به دست ولید بن عقبه فرونشانده‌شد. پس از فرو نشاندن این شورش سعید بن عاص از راه آذربایجان به موقان تاخت و با ارمنی‌ها به نبرد پرداخت و فرمانده سپاه آنان را دستگیر کرد و به صلیب کشید.از دیگر سو اعراب به فرماندهی عثمان بن ابی‌العاص و با یاری دو قبیله ازد و عبدالقیس از راه بحرین -که پیشتر به همراه عمان به تسخیر عرب درآمده بود- از خلیج فارس گذشتند و به جنوب پارس رسیدند و پس از گشودن توج آنجا را مرکز لشکرکشی‌هایشان به دیگر بخش‌های پارس نمودند. استخر هم پس از جنگ خونینی در ۲۸ یا ۲۹ هجری قمری  و در طی قرارداد صلحی به ابوموسی اشعری -سردار سپاه اسلام-تسلیم‌شد و همهٔ ایالت فارس که گاهواره خاندان ساسانی بود، نیز بدست مسلمانان افتاد.(برابر با ۶۵۰ میلادی) به گزارش بلاذری با گشوده شدن استخر چهل هزار تن از ایرانیان، از جمله بزرگ‌زادگان و وابستگان به خاندان‌های اشرافی، کشته شدند . در همین سال۲۹ هجری پادشاه محلی گرگان در قبال پرداخت باج توانست با عرب‌ها به فرماندهی سعید بن عاص پیمان صلح بندد.در ۲۹ هجری قمری نبرد کوچکی در واجرود میان عرب‌ها و ایرانیان رخ‌داد. فرمانده سپاه ایران یک دیلمی به نام موتا بود و در این نبرد اسفندیار برادر رستم فرخ‌زاد و فرخان زیبندی مرزبان ری بدو یاری می‌رساندند. سرانجام این رخداد نیز شکست ایرانیان بود. دو سال پس از این رخداد شهرهای همدان، زنجان، قزوین، قومس، قم، کاشان و ری مسخر لشکر عرب شد؛ در این زمان یزدگرد در استخر به سر می‌برد و می‌کوشید نیروی برای جنگ با اعراب گردآورد.

کشته شدن یزدگرد و انقراض دولت ساسانی

جنگ نهاوند امید یزدگرد سوم را مبدل به یأس کرد، ولی این پادشاه ساسانی دست از مطالبه تاج‌وتخت خود برنداشت و تازنده بود، کوشش نمود تا شاید کاری از پیش ببرد، پس از اینکه خبر «جنگ نهاوند» به او رسید، از ری به اصفهان و از آنجا به کرمان رفت، ودر آخر در مرو اقامت گزید، و از دولت‌های همجوار کمک خواست. ماهوی حکمران ایرانی مرو با نیرنگ قراولان او را نابود ساخت و قصد کشتن یزدگرد را داشت. یزدگرد چاره جز ترک آنحدود ندید ودر همان نزدیکی، بقولی بدست آسیابانی که طمع در جامهٔ زرین وفاخر او نمود، کشته شد. خانوادهٔ یزدگرد پس از مرگ او به چین پناهنده شدند.بنا به روایت ثعالبی «جسد این شهریار وارونه بخت را در رود مرو انداختند. آب او را همی برد تا به شاخهٔ درختی پیچید، اسقفی نصاری جسد شاه را شناخت و او را دفن کرد.» یزدگرد سوم در هنگام مرگ تنها بیست و هشت سال داشت.با مرگ یزدگرد سوم در سال ۶۵۲ میلادی، سلسلهٔ ساسانی پس از ۴۲۶ سال، در ایران منقرض گردید.

بلوتوث مودم اینترنتی روغن شتر مرغ (پوستی)

درباره‌ی محمدرضا

۱۲ نظر

  1. من به شخصه دشت نهاوند را نظاره کردم.این دشت فقط۳۰هزار سربازرا در خود جای میدهد.به یابه گویی های تازیان اعتماد نکنید.سپاه ایران ۱۰۰هزار نفر نبوده.

  2. آخه جوجه آشغال تو کجا دشت نهاوندو دیدی؟ اون ۳۰۰۰۰ سرباز تو دشت نهاوند گمه . دشت نهاوند تا ۴۰ میلیون سربازم براحتی جا میگیره

  3. کسی جواب صحیح نمی دونه؟

  4. فرشيدقلخانباز

    سلام من بچه فیروزان نهاوند هستم میخواستم بگم دشت نهاوند ۶۰کیلومتر طول وعرضش متفاوته که از مرض لرستان تا تویسرکان  عرضشه فقط شهر کوچک من (فیروزان)چند میلیون نفر رو میتونه در خودش جا بده

  5. اﻣﺎ ﺳﺮاﻧﺠﺎم  اﺑﻮﻣﺴﻠﻢ ﺧﺮاﺳﺎﻧﯽ ، یکصد ﺳﺎل ﭘﺲ از ﻓﺘﺢ اﻳﺮان ﺑﺮ اﻳﺸﺎن ﺷﻮرﻳﺪ و
    اﻧﺘﻘﺎم اﻳﺮاﻧﻴﺎن را از اﻋﺮاب و ﺑﺎﻻﺧﺺ ﺑﻨﯽ اﻣﻴﻪ ﮔﺮﻓﺖ  ,  وﯼ در ﺧﺮاﺳﺎن ﺣﺘﯽ یک ﻋﺮب زﻧﺪﻩ
    ﻧﮕﺬاﺷت

    اﺑﻮ ﻣﺴﻠﻢ ﺧﺮاﺳﺎﻧ ﯽ ﺗﺼﻤﻴﻢ داﺷﺖ ﺷﻴﻌﻪ ﻋﻠﻮی (امام صادق) را جانشین بنی امیه کند ولی به علت عدم قبول خلافت توسط این امام خلافت به بنی عباس رسید
    ﺑﻨﯽ ﻋﺒﺎس هﻢ دوﺳﺘﺪار اﻳﺮاﻧﻴﺎن وﻟی دشمن علویان بودند ؛  پایتخت حکومت مذکور به بغداد که جزو ایران بود منتقل شد

    هرچند علویان ایرانی در زﻣﺎن ﺑﻨﯽ ﻋﺒﺎس ﺑﺎ زﺣﻤﺖ ﻣﻮاﺟﻪ ﺑﻮدﻧﺪ
    وﻟﯽ اﻳﺮاﻧﻴﺎن ﺑﺘﺪرﻳﺞ  ﻗﺪرﻣﻨﺪﺗﺮﻳﻦ و ﻣﺤﺘﺮﻣﺘﺮﻳﻦ ﻣﻠﺖ اﺳﻼﻣﯽ در ﺧﻼﻓﺖ   ﺷﺪﻧد وتمام کارهای دولتی به دست ایرانیان افتاد وزیران , سرداران , دبیران , حاجبان و والیانهمه ایرانی بودند تاجایی که تمدن ایرانی در این زمان با سهولت بیشتری  توسط وزرای ایرانی نظیر خاندان برامکه , خاندان سهل , خاندان وهب , خاندان قحطبه , خاندان طاهر و…. به اسلام رسوخ کرد و تمدن اسلامی را تشکیل داد

    مامون از مادر ایرانی بود و نزد دایی های خود بزرگ شده بود و علاقه زیادی به فرهنگ و تمدن ایران داشت

    پس از کشته شدن امین پسر ارشد هارون به دست ایرانیان حکومت به مامون رسید

    ز اﻳﻦ ﻣﻮﻗﻊ  ﻳﻌﻨﯽ ﺷﺮوع خلافت مامون  اﻋﺮاب کاملا ناتوان شده بودند و ایرانیان پیشی گرفتند تا جایی که اعراب بر سر راه مامون قرار میگرفتند و با آه و ناله تقاضا میکردند که با اعراب مانند خراسانیها مهربان باشد

     پس از پیروزی مامون اعراب کاملا تضعیف شدند ﺗﺎ ﺟﺎ ﻳﯽ ﮐﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺠﺒﻮر ﺷﺪﻧﺪ ﮐﻼﻩ ﻣﺨﺼﻮص اﻳﺮاﻧﻴﺎن را ﺑﺮ ﺳﺮ ﮔﺬارﻧﺪ و ﺑﺮا ﯼ رﻓﺘﻦ ﺑﻪ ﻧﺰد ﺧﻠﻴﻔﻪ روزهﺎ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﻤﺎﻧﻨﺪ و ﺑﺒﻴﻨﻨﺪ ﮐﻪ اﻳﺮاﻧﻴﺎن در داراﻟﺨﻼﻓﻪ ﺑﺮاﺣﺘ ﯽ در رﻓﺖ و ﺁﻣﺪ میکنند

    بله ایرانیان در جنگ به علت ضعف مدیریت مذهبی و حکومتی شکست خوردند اما هیچگاه سکوت نکردند نا جایی که انتقام خود را تا حدودی ازین سگان تازی گرفتند
    کاش میشد کاری که پدرانمومن نیمه تمام گذاشتن رو ما تموم کنیم

     

  6. یک ایرانی از کرمانشاه

    چو بیشه تهی گشت از نره شیر /شغالان درایند آنجا دلیر

  7. بلاخره تا رشته بدست این دبنگ است این قافله تا به حشر لنگ است…

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


× 6 = بیست چهار

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>