شنبه , آذر ۱۲ ۱۴۰۱

ابوریحان بیرونی دانشمند بزرگ ایرانی کاشف علمی و نظریه قاره ی آمریکا

Biruni_1یادداشت ویراستار

ابوریحان محمّد بیرونی ِ خوارزمی (۳۵۲ – ۴۲۹ خورشیدی/ ۹۷۳ – ۱۰۵۰ میلادی)، ریاضی دان، فیزیک دان، فیلسوف، گیاه شناس، داروشناس، کانی شناس، اخترشناس، جغرافیا دان، تاریخ نگار، مردم شناس و پژوهنده ی استوره ها و افسانه های کهن، یکی از چهره های شگفت و — به تعبیر قدیم — اُعجوبه در تاریخ فرهنگ ایران است. او در بیش از یک هزاره پیش از این، فرهیخته مرد و خردورز ِ آزاده و بلندپروازی بود در حدّ یک دانشمند جهانی ی روزگار ما. به دیگر سخن، او بسیار از زمان خویش پیشتر بود و بخش بزرگی از دستاوردهای اندیشه و دانش و پژوهش او، هنوز هم روزآمد و ارزشمند و رهنمون است.

کافی است یادآوری شود که این بزرگ مرد ِ شگفت، یسی پیش از کوپرنیک و گالیله و دیگر کاشفان و دانشمندان باختری، نه تنها به گوی سان (کروی) بودن ِ زمین و گردش آن به گرد خورشید پی بُرد؛ بلکه در یک کوشش درخشان علمی، شعاع ِ کره ی زمین را اندازه گرفت و رقم به دست آورده اش با آنچه دانشمندان امروز پس از هزارسال و به یاری ی این همه آزمون و افزار – های گوناگون علمی و فنّی به دست آورده اند، تنها ۱۵ کیلومتر اختلاف دارد.

در سال ۱۳۵۳ خورشیدی که آیین بزرگداشت ِ هزاره ی بیرونی در تهران برگزارگردید، استاد ِ زنده یادم جلال الدّین همایی — که در ویرایش و نشر اثرهای آن دانشمند بزرگ و شناساندن چهرهء تابناک او به ایرانیان و جهانیان این عصر، کوششی گسترده کرده بود — درسخنرانی ی تاریخی ی خود به مناسبت ِ آن آیین ِ فرخنده در یک همایش بزرگ در تالار رودکی ی تهران، گفت که می خواهد درباره ی کاشف ِ قارّه ی آمریکا سخن بگوید. بیشتر ِ حاضران در تالار که مقصود استاد را از این اشاره در نمی یافتند، دچار ِ شگفتی زدگی شدند و برخی نیز اندک جنب و جوش و پچپچه ای کردند! استاد که با تیزبینی و زیرکی شنوندگان سخنش را می پایید، پیش دستی کرد و در خطابی به حاضران گفت که بی تابی و شتاب زدگی از خود نشان ندهند و اندکی دندان صبر بر جگر بفشارند تا دریابند که مطلب به راستی از چه قرارست. آن گاه در حدّی که زمان یک سخنرانی ی همگانی اجازه می دهد، مقدّمه ای درباره ی پایگاه علمی ی بیرونی و دستاوردها و کشف های والای او پرداخت تا به جایی رسید که گفت:

"بر پایه ی سندهای علمی ی موجود، ابوریحان بیرونی نه تنها نخستین کسی بود که به کروی بودن ِ زمین پی برد؛ بلکه اوّلین دانشمند و کاشفی بود که به وجود ِ قارّه ی آمریکا اشاره کرد و به صراحت نوشت که امکان ندارد زمین تنها شامل همین قارّه ها و خشکی هایی باشد که ما می شناسیم و بدون تردید، خشکی های دیگری را در برمی گیرد که ما هنوز آنها را نمی شناسیم."

آن روز حاضران در تالار رودکی با اندکی ناباوری از سخنان مستند و دقیق ِ استاد همایی بر جای خود میخکوب شدند. امّا دیری نپایید که یونسکو در نشریه ی پیام، ویژه ی هزاره ی بیرونی، شرح این کشف بزرگ و دیگر کارها و یافته های دانشمند بی همتای ایرانی را با تفصیل تمام و تصویرهایی روشنگر منتشرکرد.

بیرونی نه تنها در همه ی گستره های دانشی و فلسفی که در آغاز این یادداشت برشمردم، چهره ای یگانه و ممتاز بود؛ بلکه در آزادگی و بزرگواری ی انسانی و شک ورزی ی همیشگی ی علمی و پرهیز از جزم باوری و خود همه چیزدان انگاری، نیز شاخص بود و همتایی نداشت. او که هم ولایتی و همروزگار ابوعلی سینا بود، با آن پزشک و دانشمند و فیلسوف نامدار و سرآمد، پیوند و داد و ستد اندیشگی داشت و مجموعه ای از نامه های ردّ و بدل شده در میان آن دو برجامانده است ( –> لغت نامه ی دهخدا، زیر ِ درآمد ِ ابوریحان بیرونی). در این نامه ها به روشنی با سرشت ِ خود محورانه و لحن ِ تند و پرخاشگرانه ی ابن سینا از یک سو و منش ِ آرام و نسبی نگر و فرهیخته و بردبار بیرونی از سوی دیگر، آشنا می شویم و درسی بزرگ در زمینه ی چگونگی ی برخورد یک فرزانه ی راستین با دیدگاهها و برداشتهای دیگران می آموزیم.
آنچه در پی می آید، روایتی است به گُفتاورد از یکی از یاران بیرونی که در واپسین دم ِ زندگانی ی آن نادره مرد ِ روزگاران با وی دیدار و گفت و شنود داشته است و چهره ی فرزانه و منش همواره پویا و جویای او را به خوبی به نمایش درمی آورد و نیز چند گفتاورد بسیار خواندنی و آموزنده از خود ِ بیرونی که می تواند الگو و نمونه ی رفتاری باشد برای هر دانش پژوه آزاده و پویایی در زمانی و هر جایی. از آقای منوچهر آرین که این روایت و گُزینه ی گفتارهای دانشمند بزرگ را به این دفتر فرستاده اند، بسیار سپاسگزارم. ج. د.

 

به نام خداوند جان و خرد

"بر استاد وارد شدم و در دم مرگ بر بالین او نشستم. از من مسئله ای پرسید. گفتم: اکنون چه جای این سئوال ا ست؟ گفت: ای برادر، کدام یک از این دو بهتر است؛ این مسئله را دانسته بمیرم یا ندانسته در گذرم؟ پس جواب مسئله را به او گفتم و بیرون آمدم. هنوز چند گامی فراتر نرفته بودم که صدای شیون بگوشم رسید و اجل استاد بیرونی را درگرفت .[۱]

و هیچگاه قلم از دست او دور نمیشد و چشمانش از مطالعه و مغزش از اندیشیدن باز نمی ایستاد جز در دو روز عید نوروز و مهرگان هر سال و جهت تهیه آذوقه و ملزومات  بزیر آمدن] خورشید را با حلقه عِضاده دار اندازه میگیریم.>>درین روش بیرونی خوارزمی زاویه میانگاهِ خورشید را در زمان غروب و در بالای کوه و پایین آن در تراز آب دریا با ابزار دقیقی پیدا نموده است و چون بلندی کوه را پیدا نموده است پس توانسته است شعاع و پیرامون واندازه کمان یکدرجه زمین را بدست آورد .<< و هنگامی که من در قلعه نَندَنَه از سرزمین هند بودم ، و بر کوه مشرف برآن از طرف مغرب بالا رفتم ، و بیابان جنوبی آنرا دیدم ، بر آن شدم که این روش را در آنجا بیازمایم . پس بر قله کوه آنجا را که به نظر میرسد کره لاجوردی به زمین میرسد رصد کردم و خط دید را به اندازه 'oo:34 از خط عمودِ بر خظ قایم فرو افتاده یافتم . و ارتفاع کوه را اندازه گرفتم و آنرا ۱۸": ' 3 : 652 [ 055 .652= 360/18 + 60/3 + 652 ] از ذراع [ اَرَش] پارچه ی مرسوم در آن سرزمین یافتم که در تصویر همان خط EL است . چون زاویه T قایمه است ، و زاویه k به اندازه انحطاط ‘oo:34 ، و زاویه E به اندازه متمم آن یعنی ۲۶′: ۸۹ [ ۲۶’ : ۸۹ = ’۰۰:۳۴- ۹۰ ] است ، پس زاویه مثلث ETK معلوم است ، و اضلاع آن بر حسب مقیاسی که EK جیب کلی باشد معلوم خواهد بود .با این مقیاس [ شست گانی یا ستینی ] TK برابر میشود با ۴۹" : 59' : 59 [‌ مقیاس را بیرونی خوارزمی در گذشته بر پایه جیب کلی ۶۰ گرفته است اکنون ما آنرا یک میگیریم ۶۰ = (SIN (90 یا ۱ = (۹۰)SIN پس ۴۹" : 59' : 59 = (26' : 89 )SIN یا جیب ] ، و تفاوت آن با جیب کلی ۱۱" :' 00 : 00 [ 11″ :’ 00 : 00 = 49″ : 59′ : 59 – 60 ] همان ارتفاع EL است .ولی اندازه EL [بلندی کوه ] بر حسب ذراع [اَرَش] معلوم است ، و نسبت ذراعهای آن به ذراعهای LK ، همچند نسبت ۱۱″ :’ ۰۰ : ۰۰ است به ۴۹″ : ۵۹′ : ۵۹ و حاصل ضرب ۱۸″: ‘ ۳ : ۶۵۲ که شماره ذراعهای EL است در ۴۹″ : ۵۹’ : ۵۹ که اندازه اجزا LK است، میشود “” ۴۲ : “‘ ۲۳ : ” ۲۷: ‘ ۱۸: ۳۹۱۲۱ [یا ۲۹۱۹۳۰۵۵۶ .۳۹۱۲۱] و چون اینمقدار را بر ۱۱″ :’ ۰۰ : ۰۰ که اجزا EL است تقسیم کنیم ، ۹″ : ‘ ۲: ۱۲۸۵۳۳۳۷ [ ۱۲۸۵۳۳۳۷٫۰۳۵۸ ] به دست می آید که شماره ذراع های نصف قطر زمین یا شعاع زمین یعنی LK است ، و بنا براین طول محیط آن برحسب ذراع [ اَرَش] میشود ” ۳۹: ‘ ۳۰: ۸۰۴۷۸۱۱۸ [۵۱۰۸۳ .۸۰۴۷۸۱۱۸] و در ازای یک جز از سیصد و شصت جز محیط زمین یعنی یکدرجه ، ” ۴۵: ‘ ۱۹: ۲۲۳۵۵۰ [ ۳۲۹۲ .۲۲۶۵۵۰] و چون اینمقدار را بر ۴۰۰۰ [ هر میل ۴۰۰۰ ارش و هر فرسنگ یا فرسخ برابر ۳ میل یا ۱۲۰۰۰ ارش است] تقسیم کنیم ، عده میلهای موجود در یکدرجه برابر با ۱۵″ : ۵۳’ : ۵۵ [۸۸۷۵ .۵۵] به دست می آید که از روایت حَبَش چندان دور نیست . و توقیق دهنده خداست .>>[۸]SIN(E) = R / ( R+h)R* SIN(E) + h* SIN( E) = RR = h * SIN(E) / [ 1 – SIN(E)]یا در روش شستگانیR = h * SIN(E) / [ 60 – SIN(E)

 

—————————————————————————–

منابع:
[۱] هزاره بیرونی –مهیار خلیلی و علی نجفی چاپ گهر ۱۳۵۲ برگ ۷
[۲] ۲۱ همان برگ
[۳] همان برگ ۱۱۱
[۴] همان برگ ۱۰
[۵] التفهیم بیرونی خوارزمی بکوشش استاد همایی، چاپ هما – ۱۳۶۷، برگ ۵۵
[۶] بیرونی خوارزمی: تحدید نهایات الاماکن، برگردان احمد آرام، چاپ دانشگاه، ۱۳۵۲، برگ ۱۹۵ ۱۸۶ –
[بیرونی خوارزمی این روش شمارشگری را در نوشته های دیگر خود در کتاب اسطرلاب و [۷
در قانون مسعودی خود هم آورده است که چنانچه اعداد نوشته شده بالا باهم مغایرتی داشته باشند ،نیاز به پژوهش بیشتری در مقابله کردن همه نسخه ها در همه کتابهای مانده و رونویسی شده بیرونی خوارزمی میباشد.
[۸] استاد احمد آرام اختلاف نسخه های مقابله شده خود را ننوشته اند.

درباره ی کاوه آهنگر

۴ دیدگاه

  1. بیرونی و بو علی دانشمندان ترکستانی هستند نه ایرانی اینو کل دنیا داد می زند

    • درود خدمت شما
      این ها بزرگان دوره سامانی هستند که در پهنه بزرگه سامانیان که آن زمان بر بسیاری از کشور هایی که اکنون از ایران تجزیه شدند متولد شدند و چون سامانیان یکی از دودمان های کهن ایرانی است این دو دانشمند ملیت ایرانی دارند.

  2. ابوریحان بیرونی که شما در سایتتان به خوبی اورا معرفی کرده اید اول یک روحانی جامع الشرایط اسلامی است بعد یک دانشمند است اینها همه دستاورد های اسلام برای ایران است.

    ایرانی ها همیشه ارزشی بودند از جمله حجاب زنان ایرانی است که شما هیچگاه در ایران باستان زنان را جز در حجاب نمیبینید و شاید یکی از علل پذیرش اسلام در ایران انطباق آن با عادات ایرانیان بوده از سه جای شاهنامه برای شما مثال میآورم:

    منیژه منم دخت افراسیاب    برهنه ندیده تنم آفتاب

    مرا از هنر موی بد در نهان     که آن را ندیدی کس اندر نهان

    همه دخت توران پوشیده روی    همه سرو بالا همه مشک بوی

    خوب چرا ما اینها را اشاعه نمیدهیم اگر میخواهیم برگردیم به دوره قبل از اسلام اینها هم مصادیق ایرانی بودن است پس از اینها پیروی کنیم ایران همیشه پر از مردان با غیرت و زنان عفیف بوده حتی قبل از اسلام چرا به احیای اینها نمیپردازیم

     

    • برای گفته شما در مورد بیرونی به لینک زیر مراجعه کنید

      https://tamadonema.ir/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AD%D8%A7%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%88%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%9F-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%D8%9F

      برای گفته دومم شما هم باید بگویم ما نگفتیم زنان ایران باستان بی حجاب بودن.و در مورد اسلام اوردن ایرانیان باید بگویم گه ایرانیان قبل از اسلام هم خدا پرست بودند و کافر نبودند که شما اینطور میگی و البته اشغال ایران به طور خودکار به تغییر مذهب منتهی نشد. چرا که تغییر مذهب اختیاری بود و بر خلاف تسخیر که آسان و سریع انجام شد دو قرن و نیم طول کشید تا همه ایران و ایرانیان مسلمان شوند.از طرفی دیگر ایرانیان دین تازه‌ای را که عربان آورده بودند، از آیین دیرین نیاکان خویش برتر می‌یافتند و ثنویت مبهم و تاریک زرتشتی را در برابر توحید محض و بی شایبهٔ اسلام، شرک و کفر می‌شناختند.ودقیقا هم همینجور بوده زیرا اسلام یک آیین کامل هست و ایرانیان هم به تدریج این آیین رو پذیرفتن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.