چهارشنبه , مهر ۶ ۱۴۰۱

اردشیر دوم(هخامنشی)

 

آرامگاه اردشیر دوم در پاسارگاد

بعد از داریوش دوم ,اردشیر دوم بر تخت نشست.نام اصلی او ارشک بود اما بعد از به تخت نشستن به اردشیر موسوم گردید.این شاه حافظه ایی فوقالعاده داشت.در موقع تاجگذاری اردشیر در پاسارگاد,کوروش پسر داریوش دوم می خواست شاه را بکشد اما تیسافران حاکم لیدیه اردشیر را آگاه کرد.اردشیر او را دستگیر کرد و خواست اعدامش کند اما این حکم به خاطر پروشات خواهر داریوش دوم اجرا نشد و کوروش به آسیای صغیر تبعید شد.

پیشتر از این هم کوروش قصد این را داشت که در زمان داریوش ,اردشیر دوم را از تخت دور کند.کوروش بعد از اینکه به آسیای صغیر تبعید شد لشکری صد هزار نفری تشکیل داد و ۱۳ هزار نفر از مردان جنگی یونان را به خدمت گرفت و قصد گرفتن تخت را از اردشیر کرد و از اسیای صغیر تا نزدیکی بابل امد اما در محلی به نام کوناکسا اردشیر به جنگ با کوروش آمد گرچه لشکر کوروش بر اردشیر فایق آمد اما به دلیل کشته شدن کوروش و هشت نفر از همراهانش لشکر کوروش از هم پاشید و هم چنان اردشیر دوم تخت را برای خود نگاه داشت.بعد از کمک اسپارتی ها به کوروش روابط بین ایران و اسپارت تیره شد و از طرف دیگر آتنی ها به ایران خود را نزدیک کردند و زمانی که فرناباذ به آتن رفت یونانی هایی که بر ضد اسپارت بودند او را مانند یک ناجی پذیرفتند بعد از آن با پول ایران دیوار های شهر آتن ساخته شد.در همین زمان تیسافرن به یونان رفت و درصدد این شد که شهر های یونانی در آسیای صغیر را مطیع کند.اما اسپارتی ها که از این کار ناخشنود بود لشکر ده هزار نفری که تازه از ایران امده بود را به فرماندهی آژه زیلاس به آسیای صغیر فرستاد که در ابتدای کار به دلیل سلاح و پوشش جنگی مناسب پیشرفت های خوبی کرد اما به دولت ایران نقشه اسپارتی ها را از بین برد.ایرانی ها پول زیادی به یونانی ها دادند تا دولت های یونانی را علیه اسپارت ها بشورانند و طولی نکشید که جنگ بین دولت های یونانی با اسپارت در گرفت و اژه زیلاس مجبور شد آسیای صغیر را ترک کند.جنگ ۶ سال طول کشید اما کسی پیروز نشد اما بلاخره با کمک ایران به آتن ,اتنی ها توانستند بحریه اسپارت را شکست دادند و دوباره بر دریا برتری یافتند.سرانجام اردشیر بین دو طرف صلح اعلام کرد و بحریه اسپارت چون تحت فشار بود سفیرش  ان تالسید را به دربار ایران فرستاد و فرمانی صادر شد که طی آن دولت اسپارت در ازای همراهی دولت ایران رسما متعهد شد که هیچگونه رابطه ایی با شهر های یونانی آسیا صغیر نداشته باشد.این فرمان که دخالت آشکار ایران را در امور دولت های یونان می رساند برای ملت های یونانی بسیار توهین آمیز بود و به گفته مورخین جبرانی برای عدم بهره مندی خشایار شاه در جنگ با یونان.این صلح بین ایران و یونان به نام سفیر اسپارت ان تالسید نام گرفت.تا زمانی که این صلح پایدار بود همواره سفرا به دربار اردشیر می آمدند و دخالت او را مانند حکمی خواستار می شدند.اردشیر دوم در امور داخلی بسیار ضعیف بود که به خاطر این ضعف و سستی شورشهایی صورت گرفت که در آخر هم شورشیان پیروز بودند و پیشرفت میکردند ولی دربار به خاطر ناتوانی با گرفتن باجی از این شورشیان آن ها را در امور داخلی منطقه خود آزاد میگذاشت.یکی دیگر از نا کامی هایه ایران این بود که بین مصر و ایران جنگی روی داد که در آخر مصری ها پیروز گشتند و دلیل ان این بود که نقشه جنگی که یک فرمانده یونانی به نام ایفیگراتس که تابع ایران بود اماده کرده بود را فرناباذ سردار ایرانی نتوانست به علت کهولت سن اجرا کند.از دیگر مشکلات می توان گفت که شهر سالامین برای خود پادشاهی انتخاب کرد که ایران آن را به رسمیت شناخت,کادوسی ها در گیلان شورش کردن و اردشیر نتوانست شورش را بخواباند ومشکلات دیگر.با وجود این همه سستی نفوذ ایران در دولت های یونانی بسیار بود و همه این دولت ها از فرمان اردشیر پیروی می کردند. در زمان اردشیر جنایت هایه زیادی هم انجام شد. زن اردشیر به دست پروشات خواهر داریوش دوم مسموم شد و اردشیر او را به بابل تبعید کرد,داریوش پسر اردشیر سر یک موضوع به تحریک برادرش اخس می خواست پدرش را بکشد و جنایتی که باعث مرگ اردشیر شد و این بود که ارسام یکی از پسر های اردشیر به تحریک اخس برادر ارسام و پسر دیگر اردشیر کشته شد و چون اردشیر خیلی زیاد ارسام را دوست داشت از غصه پسر در سن ۸۶ سالگی  در گذشت.

درباره ی کاوه آهنگر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.