پنج شنبه , خرداد ۲۴ ۱۴۰۳

اوضاع ایران درعهد انوشیروان به نقل از منابع چینی

افتتاح آثار و اخبار و تواریخ چینی در سال های اخیر اطلاعاتی راجع به هند و ایران و آسیای مرکزی افزود و هر قطعه جدیدی که در نوشتجات قدیم چین کشف می شود ، هر قدر هم که اطلاعات کمی را دارا باشد ، با کمال خوشوقتی باید تلقی بشود . در این مقاله شرح مختصری را راجع به ایرانِ قرن ششم میلادی که در یکی از تواریخ چین به جا مانده به معرض اطلاع تقدیم می کنیم.

کتاب وی شو (WeiūSehu) یعنی تاریخ چینی خاندان وی در حدود سال ۵۷۲ میلادی (۵۰ سال پیش از هجرت) نوشته شده است. مولف این کتاب وی شو او (WeiūShion) است که تاریخ حیات او سال های ۵۰۶-۵۷۶ میلادی است. این کتاب متضمّن تاریخ صد و پنجاه سال است از سال ۳۸۶ تا ۵۳۵ میلادی.

مؤلّف در فصل ۱۰۲ از کتاب خود شرحی درباره ایران در زمان ساسانیان ذکر کرده که هم مهم و مفید و هم دلکش است. تمام این مقاله ترجمه فصل بسیار دلکشی است که یکی از مجتهدین دین بودائی در قسمت غربی ولایت هونگوانجی از مملکت ژاپن موسوم به کنتوک هوری در زبان انگلیسی برای کتاب یادگارنامه که برای تذکار نام مرحوم استاد فریدریک اشپیگل علامه آلمانی در علوم راجعه به ایران قدیم از طرف علمای معروف ایرانشناس مشترکا تصنیف شده نوشته است. محض اهمیت تاریخی آن حتی المقدور تحت اللفظ ترجمه شد[مترجم ایران]. این فصل را از زبان چینی ترجمه می کنیم ، با تشکر از استاد هیرث و استاد جکسون برای بعضی اشارات که راجع به بعضی تلویحات کتاب کرده اند. اینک فصل مزبور :

پوسی[۱] (ایران) پایتخت خود را دارد در سولی (سلوکیه – مدائن). این مملکت در مغرب نیومی (؟) واقع شده و در زمان قدیم تیا اوچی (کلده) نامیده میشد. بعد مسافت آن از تائ[۲] ۲۴۲۲۸ لی[۳] است. خود شهر یک مسافتی بقدر ده لی مربع و بیشتر از صد هزار خانوار سکنه دارد. یک نهری از سمت جنوبی از میان شهر رد میشود. خاک مملکت مسطّح و پست است و طلا و نقره و «توشی»[۴] و مرجان و عنبر و«چوکو»[۵] و عقیق بعمل میآورد و همچنین خیلی مرواریدهای بزرگ.

شیشه های شفّاف و تاریک ، بلور ، فیروزه[۶] الماس(که آنرا یک نوعی از لاجورد می دانستند) فولاد ، مس ، حلبی ، جیوه ، چندین انواع منسوجات ابریشمی و پنبه ای ، قالی و قالیچه ها ، چرم گوزن قرمز ، کندر ، زردچوبه ، میعه ، تسینگمو(تحت اللّفظ چوپ سبز) و سایر مواد خوشبو ، فلفل ، فلفل دراز ، شکر ، خرمای ایرانی (تحت اللّفظ خرمای هزار ساله) ، یک نوع از منیوهای زیرزمینی[۷] ، هلیله(هولی لو) ، مازو(وشی تسی)نمک و مواد شبیه به آن.

آب و هوا گرم است و خانواده ها در یک یخچال می نشینند. در مملکت چندین دشت های ریگ زار هست که بواسطه نقل آب از نهرها آبیاری میشود (مقصود کندن جوی ها است). نباتات و حیوانات این مملکت(تحت اللّفظ حبوبات و مرغ ها و چهارپایان) عموما شبیه است بمال چین ولی آنجا برنج و ارزن نیست. این مملکت اسب های مشهوری بعمل میآورد[۸] و همچنین خرهای بزرگ(قاطر) و شترهائی که بعضی از آنها اغلب روزی ۷۰۰ لی راه میروند. خانوادهای متمّول از این حیوانات خیلی و حتّی چندین هزار رأس دارا هستند.

علاوه بر این ها در این مملکت فیل های سفید و شیرها[۹] بعمل می آیند و تخم مرغ های بزرگ. آنجا یک مرغی است که در شکل شبیه به شتر است. وی با دو بال خود میپرد ولی نه چندان بلند و هم علف و هم گوشت میخورد و هچنین میتواند آتش را ببلعد.

  • [۱] این کلمه اسم ایران است در زبان چینی.
  • [۲] تای اسم قدیم «تاتونگ فو»ی حالیّه است.
  • [۳] لی یک مقیاس مسافت چینی است مساوی ۴۴۴ متر و در قدیم معادل ۵۷۷ متر بوده است.
  • [۴] یک مخلوط فلزی است و شاید نوعی از برنج باشد و در زبان اویغور و لهجه های ترکی «توچ» و «توج» و «تونج» هست.
  • [۵] بزبان چینی ChoūKu
  • [6] بزبان چینی So? So
  • [7] Tuber
  • [8] شهرت و افتخار ایران به اسب های خوب از زمان خیلی قدیم است. در آوستا و کتیبه های هخامنشیان نیز دیده میشود. داریوش از فارس باین عبارت حرف میزند: «مملکت قشنگ اسب های خوب و آدم های خوب» و همچنین یک کلمه در«یشت» هم هست که معنی آن چنین است «دارای اسب های خوب».
  • [۹] فیل و خصوصا سفید آن در هند و سیام است و اصلا ایرانی نیست برای اینکه در آثار قدیم اثری از آن دیده نمیشود اگرچه در شاهنامه خیلی بپیل سفید اشاره میشود، شیر در منقورات شوش و تخت جمشید نقش شده.

اسم خانوادهء پادشاه این مملکت «پو» است و نام خود او «سسی»[۱] است و پادشاه در روی تختی مینشیند که اطراف آن طلائی است. یک تاجی(یا کلاهی) بر سر میگذارد با پیرایهای طلائی و یک قبائی میپوشد از زربفت که با مرواریدها و جواهرات مزیّن است.

امّا زیّ مردم-مردها زلف های خود را کوتاه میزنند و کلاه های سفید پوستی میگذارند و پیراهن های سرباز میپوشند که سر از توی آن میگذرد و در قسمت پائین از دو طرف باز است. آنها عمّامه و بالاپوش هم دارند و پارچه های زری درست میکنند از قماش های بافته شده. زنها پیراهن های گشاد و بالا پوش های بزرگ میپوشند. زلفهای آن ها از جلو سر تابیده شده و یک گیس ساخته میشود و در پشت سر باز گذاشته و سرازیر انداخته میشود و با گل های طلائی و نقرهای آرایش داده میشود و بالا و پائین آن یک شدّه از مرواریدهای رنگارنگ روی دوش آن ها آویزان است.

پادشاه در این مملکت غیر از پایتخت خود قریب دوازده نقطه مقرهای کوچک دارد درست مثل قصرهای تابستانی در چین. هر سال در ماه نیسان یا ایار آنجاها میرود که بحال بیاید و در ماه تشرین ثانی به پایتخت برمی گردد.

گاهی پادشاه بعد از جلوس بتخت سلطنت در میان فرزندان خود باهوش ترین آن ها را انتخاب کرده و اسم او را در یک سندی نوشته و آن را در یک نامهء ممهوری در خزینهء خودش نگاه میدارد بدون آنکه پسران دیگر او یا وزرا مضمون آن را بدانند. وقتی که شاه می میرد مجلس (شاهزادگان و وزرا) نامه را بیرون می آورند و آن کسی که اسم او در آن پاکت ممهور بیرون می آید باید به تخت نشانیده شود و شاهزادگان دیگر باید به منصب سر حدّات معیّن شوند و باین قرار دیگر برادران همدیگر را نمی بینند.

بومیان پادشاه خودشان را بنام «ایتسا» میخوانند(لفظ قدیمی آن بنابر قول کانغی «ایتست» است که همان لفظ فارسی «ایزد» باشد) و زن او را «فانگ پوسو» و پسران او را «شای» (شاه) می نامند. از جملهء رجال و مأمورین بزرگ آن ها یکی «موهو» است («موغو» در آوستا و «ماگو» در فرس قدیم – مغ) که امور قضائی و جنائی را اداره می کند. دیگر «نیهوهان» که امور خزینه در دست اوست که او باز میکند و می بندد. دیگر «تی تسا او» است که اسناد رسمی و سایر امور بعهدهء او محوّل است. بعد از اینها در مقام «اولوهوتی» می آید که بیوتات سلطنتی را اداره میکند و «سی پوپو» (در ژاپونی «ست پابوت») که امور نظامی و لشکری را در تمام مملکت نظارت میکند[۲]. این مأمورین در زیردست خود نیز اجزا دارند که هریک از آن ها امور ادارهء خود را می گرداند. سربازها زره و نیزه و سپرهای گرد و شمشیر و کمان و تیر و فلاخن دارند. آن ها در جنگ ها فیل ها دارند که لشگریان سوار آن ها میشوند و صدها دنبال آن ها میروند.

  • [۱] این یک اشتباهی است که از لفظ «پوسّی» که اسم ایران است در زبان چینی ناشی شده.
  • [۲] «سی پوپو» همان «سیپاهت» پهلوی است که از «سیاذا»ی آوستائی و «سپادا»ی فرس قدیم می آید (سپهبد در فارسی).

امّا قوانین جنایات آنها مجازات به قتل معمول است و مقصّر را آویخته و تیر باران میکنند. مجازات درجهء دوّم حبس است. وقتی که پادشاه تازه به تخت می نشیند محبوسین را آزاد میکند. تقصیرات خفیف بواسطهء بریدن دماغ یا پای مقصّر، تراشیدن سر یا تراشیدن نصف سر یا بواسطهء تشهیر کردن بواسطهء یک تخته در دور گردنش و راهزنی بواسطهء حبس ابدی مجازات میشوند. زنای محصنه با زن یکی از نجبا مجازاتش تبعید زانی و بریدن گوشها و دماغ زانیه است.

مالیّات اراضی به شکل یک بده نقدی گرفته میشود که از روی تخمین و ممیّزی قطعهای که مالیّات دهنده مالک آنست ادا میشود. مردم خدای آتش و خدای آسمان[۱] را پرستش می کنند. شیوهء خطّ آن ها با مال «هو»ها (تاتارها) مختلف است. خواهر خود را بزنی گرفتن خواه عقد و خواه جاریه[۲] در میان آن ها زیاد است و سایر وصلت های ازدواجی هم عقد می شود بدون مراعات رتبه و مقام. اگر در میان مردم یک دختری باشد که بالاتر از ده سال داشته و قشنگی مخصوص داشته باشد شاه او را در حرمخانهء خود می برد تا او را تربیت و بزرگ کرده آنگاه در مقام التفات و بخشش بیک کسی که خدمت کرده و مستحقّ لطف شده بدهد. جسد مرده ها عموما بیرون گذاشته میشود (تحت اللّفظ «گذاشته میشود») روی تپّه ها تا یکماه لباس ماتم می پوشند.

تنها رهبانان که خارج از شهرها زندگانی میکنند ترتیب دفن اموات را بلدند و این جمع را در ایران «مردم نجس» می گویند اگر یکی از اینها به شهر یا یک میدان و بازار عمومی بیاید باید زنگوله حرکت بدهد تا خود را از مردم دیگر تمیز دهد[۳].

در این مملکت روز اوّل سال نو در ماه ششم است (ژویّهء فرنگی). بزرگترین اعیاد آنها روز هفتم ماه هفتم است و روز اوّل ماه دوازدهم[۴]. در این روزها (یا در آن روز) عامّهء مردم بحکم شاه به یک ضیافت عمومی دعوت میشوند که آنجا موسیقی مینوازند و همه باهم شادمانی و خوشگذرانی میکنند. بعلاوه در روز دوازدهم ماه اوّل هرکسی قربانی به ارواح اسلاف(گذشتگان) خود می آورد.

در عهد شون کوی[۵] این مملکت به دربار چین یک سفیر فرستاد که پیغامی و باجی آورد. پیام چنین بود:

ای «پسر آسمان» شاهنشاهی بزرگ ، آنکه او را آسمان زائیده است آرزومندم که در آن نقاط که آفتاب طلوع میکند شما همیشه (سلطنت کنید) پسر آسمان در میان «هان» . کوهوتو[۶] پادشاه پوسی با ملیونها کرنش و نیاز محترمانه این هدایا را به دربار شما تقدیم میکند.

از آن زمان باین طرف هیئت فرستادگان برای آوردن باج هر ساله فرستاده میشود.

  • [۱] مقصود «میترا» است.
  • [۲] Concubine
  • [3] رهبانی که کارشان تجهیز و تدفین اموات است موسوم به «نساسالار» می باشند برای تفصیل کار آن ها و فرقشان از سایر مردم بکتاب جکسن «ایران قدیم و حالیّه» رجوع کنید.
  • [۴] گمان میکنم اوّلی نوروز و دومی مهرجان است (مترجم ایرانی).
  • [۵] شون کوی (shoūn kui) اسمی است که بعهد سلطنت «مینگ تی» داده شده. او پادشاه از خاندان وی شمالی بود و سلطنت نصف شمالی چین از سال ۵۱۶ تا ۵۲۸ میلادی با او بود.
  • [۶] کوهوتو در لهجه کانتونی «کوووتو» یعنی«گواذ» یا «قباد» اوّل (۴۸۸-۵۳۱ میلادی) است.

منبع: کاوه فروردین ۱۳۹۰ شماره ۴۳ – ensani.ir

درباره ی میلاد موسوی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.