چهارشنبه , مهر ۶ ۱۴۰۱

خشایارشا

خشایارشااین کنده کاری در تخت جمشید، خشایارشا را نشان می‌دهد.

بعد از مرگ داریوش بزرگ خشایارشاه جانشین او شد.کسی تصور نمی کرد او پادشاه شود و تصور می کردند ارته برن که پسر بزرگترش از زن اولش بود پادشاه شود اما داریوش چندی قبل از فوتش خشایارشاه که از آتوسا دختر کوروش کبیر بود را ولیعهد خود کرد.خشایارشاه وقتی به پادشاهی رسید ۳۴ سال داشت.

خشایارشا در ابتدا شورش مصر را فرو نشاند.بعد از شورش مصر شورش بابل را فرو نشاند.خشایارشا از شورش بابل بقدری آزرده شده‌بود که از آن پس عنوان شاه بابل را از القاب خود حذف کرد و خود را فقط شاه پارسی‌ها و مادی‌ها خواند.بعد از اینکه او این دو شورش را برطرف کرد به تهیه جنگ با یونان پرداخت.داریوش یکم در آخرین سالهای عمر می‌خواست که برای جبران شکست خوردن سپاه ایران، در اولین دورهٔ جنگ‌های ایران و یونان و نبرد ماراتون به یونان لشکرکشی کند  اما عمرش وفا نکرد و و زندگی را بدرود گفت.خشایار شاه به هیچ وجه به عدم بهره مندی ایرانیان در نبرد ماراتن اهمیتی نمی داد و در کل در ابتدا هم نمی خواست با یونان بجنگد ولی مردونیه داماد داریوش برای حفظ ابهت ایران او را به جنگ تشویق کرد.علاوه بر آن فراری ها از یونان نیز خشایارشا را به حمله به یونان تشویق کردند.این عوامل باعث شد تا بلاخره خشایار شاه تصمیم حمله بگیرد و اقدام پدر را به نتیجه برساند. به گفته هرودوت مورخ یونانی تدارکات این جنگ به مدت سه سال طول کشید که به گفته همین مورخ چهل و شش گونه از مردم از نژادهای مختلف در آن شرکت داشتند.محل اجتماع کل لشکرها در محلی در آسیای صغیر به نام کاپادوکیه انتخاب شد.مورخین عده سپاهیان خشایارشاه مختلف نوشته اند که به گفته  مورخین این تعداد از ۳۵۰ هزار تا ۵ میلیون نفر بودند.سرانجام ۴۲۰۰ کشتی که ۱۲۰۰ تایه آن هاکشتی جنگی و ۳۰۰۰ تایه آنها کشتی حمل و نقل بودند را مصری ها,اهالی جزیره قبرس,مستمرات یونان در اسیای صغیرو فینیقی ها به فرمان شاه آماده کردند.لشکر ایرانی از داردانل که در آن زمان موسوم هلس پونت بود از روی پلی از کشتی ها که به فرمان شاه درست شده بود به مدت هفت روز عبور کرد.پیاده نظام به چند لشکر و سواره نظام به چند قسمت تقسیم شدند.فرماندهان همه پارسی بودند.این سپاه بزرگ از قسمت هایه مختلفی تشکیل میشد که هر ملت میداد.مردمانی پیاده نظام دادند ملتی دیگر سواره نظام.بعضی از ملل کشتی های دراز برای ساختن پلها می دادند بعضی دیگر برای تهیه آذوقه مامور شدند.برخی بحریه تجهیز کردن بعضی دیگر به تعمیر راه ها پرداختند.این لشکر لشکری بود که نمونه آن را در ادوار قبل نمی توان دید.این امکانات همه دست به دست هم دادند که این لشکر توانستت این راه دور را بپیماید.همچنین در طرف شمال کوه اَتُش کانالی حفر شد.چون در دفعه قبلی بحریه ایران دچار طوفان شده بود این کانال حفر شد.کندن این کانال به مردم مختلف داده شده بود.با وجود این در یونان هیچ اتحاد و اتفاقی دیده نمی شد و هر یک از شهر های یونان عقیده خاصی در مورد این جنگ داشتند که اکثر آنها جنگ با ایران را بی نتیجه میدانستند.در آتن هم تردید وجود داشت تا اینکه فردی به نام تمسیتوکل مردم را به جنگ دعوت کرد و موفق هم شد.سپس آتنی ها فرستاده هایی به همه شهر ها فرستادند و درخواست اتحاد کردند که نتیجه آن این بود که اسپارت ها و سایر شهرها به این اتحاد وارد شدند و عده شهرهای متحد به سی و یک رسید.لشکر یونانی ابتدا تنگه تروموپیل را گرفت.این تنگه بین دو کوه بود و عرض کمی داشت.در جنگ ترموپیل فرماندهی قشون زمینی یونان با لئونیداس پادشاه اسپارت بود و فرماندهی نیروی دریایی را اوری بیاد برعهده داشت. در ابتدا جنگ در دریا درگرفت که بخاطر بادهای تندی که وزید نقشه‌های جنگی ایران به ثمر نرسید و جنگ دریایی بدون اینکه نتیجهٔ قطعی حاصل شده باشد، خاتمه پیدا کرد.در این هنگام سپاه ایرانی از راه خشکی پیش می آمد و سرزمین ها در مقابل این لشکر چاره ایی جز دادن سرزمینشان نداشتند.

قلمرو ایران در سال ۴۹۰ پیش از میلادقلمرو ایران در سال ۴۹۰ پیش از میلاد. برای بهتر دیدن تصویر بر روی آن کلیک کنید.

سپاه ایرانی پیش میرفت تا اینکه بلاخره به تنگه تروموپیل رسید.سپاه یونان به عده هفت هزار نفر به فرماندهی لئونیداس که پادشاه اسپارت بود منتظر بودند.در ابتدا سوار های مادی و تیر اندازان کیس سی جلادت خود را نشان دادند اما سپاهیان اسپارتی حملات را دفع کردند و نگذاشتند که ایرانیان از تنگه عبور کنند.فرمانده هان ایرانی چون دیدند نمیتوان از تنگه عبور کرد و عبور از آن تلفات زیادی میدهد از کوره راهی به راهنمایی یک یونانی حرکت کردند که پشت سر یونانی ها در تروموپیل را بگیرند.یونانی هایی که در تروموپیل بودند از این خبر اگاه شدند و پراکنده شدند وعقب نشینی کردند اما لئونیداس با سیصد نفر اسپارتی ماند تا جلوی لشکر ایران را بگیرد و لشکر یونان بتواند عقب نشینی کند.سپاه ایران پشت  سر سپاه لئونیداسرسید.جنگی در گرفتکه در آنجا لئونیداس و یارانش مقاومت تهورآمیزی از خود نشان دادند و خود را به کشتن دادند، تا عقب نشینی قوم را تأمین کنند که تمام یونانی ها با فرمانده شان کشته شدند.همزمان با این جنگ,جنگ دیگری بین بحریه ایران و یونان در گرفت که طرفین تلفات زیادی دادند اما بحریه ایران برتری خود را نشان داد و یونانی ها هم چون شنیدند تنگه تروموپیل به دست ایرانیان افتاده وتلفات زیادی دادند فرار کردند..بعد از گرفتن ترموپیل راه آتن و تمام یونان برای ایران باز بود .آتنی ها زنان و بچه های خود را به طرف کشتی هایشان بردند که تعدادشان ۳۶۸ عدد بود.سپاه ایرانی به طرف آتن حرکت کرد و انجا را تصرف کرد و به تلافی کار هایی که یونانی ها در سارد کردند معبد ارگ را اتش زدند برتری همچنان با ایران بود و یونانیان در حال پراکنده شدن بودند اما باز تمیستوکل حیله ایی به کار برد تا یونانی ها متفرق نشوند و ایرانیان را در سالامین به جنگ بکشاند.سپس غلام خود را به سوی ایرانیان فرستاد و پیغامی را رسنید.پس از آن بحریه ایران به جنگ مبادرت کرد. هرودوت دربارهٔ کسانی که در فرماندهی نیروی دریایی ایران را بعهده داشتند، چنین نوشته‌است، از میان فرماندهان یک فرمانده برجسته و ممتاز بنام بانو آرتمیس هست که از ذکر نامش نتوان خودداری کرد. به نظر من بسیار بعید و حیرت‌انگیز می‌نماید که این بانو ضد یونان برخاست. بعد از وفات شوهرش زمام حکومت کاریا به دست او افتاد و خود با اینکه پسر رشیدی داشت و لزومی به شرکت او در جنگ نبود، شخصاً در نیروی دریایی خشایارشا شرکت و فداکاری کرد. هیچ کدام از فرماندهان تابع ایران به اندازهٔ او به خشایار رأی صائب نداده و راهنمایی گرانبها نکرد. پیش از جنگ سالامیس تمام فرماندهان ایران، نظرشان تأیید درگیری با بحریهٔ یونان بود مگر نظر یک نفر و آن رأی مخالف را آرتمیس داد..اما جنگ در گرفت ولی به دلیل تنگی جا همه کشتی ها نمی توانستند حرکت کنند.بعد از این جنگ به بحریه ایران آسیب رسید.بعد از آن خشایارشا با افراد زیادی  به ایران بازگشت و مردونیه با سیصد هزار نفر از افرادش را در یونان گذاشت تا جنگ را خاتمه دهند.

کتیبه سه زبانه خشایارشاکتیبه خشایارشا در وان ترکیه

مردونیه لشکر ایران را به طرف دشتهای تسالی(در یونان وسطی امروز)حرکت داد و زمستان را آنجا ماند و به تجهیز کردن تشکیلات سپاه پرداخت.او برای اینکه بدون کشتار به این جنگ خاتمه دهد پادشاه مقدونی که دست نشانده ایران بود را به مذاکره با یونانی ها فرستاد و او از آن ها خواست که مطیع شوند و در عوض پادشاه با آنها به خوبی رفتار میکند و معابد و خانه هایشان را از نو می سازد اما آتنی ها با خوشونت نپذیرفتند و بار دیگر سپاه ایران آتن را در هم کوبید.در محل پلاته در سال ۴۷۹ پیش از میلاد، در نزدیکی پلاته، صدهزار یونانی در مقابل وی صف‌آرایی کردند و زد و خورد خونینی بین مردونیه و ژنرالپوزانیاس (پائوزانیاس) روی داد که در ابتدا پارسیان با دلاوری جنگیدند اما به دلیل اینکه سپاهیاهیان ایرانی پوشش جنگی کافی نداشتند و نیزه هایشان چوبی بود و به دلیل اینکه مردونیه فرماندهشان تیر خورده بود وبی فرمانده بودند شکست خوردند و عقب نشینی کردند.

پلاتهشهر باستانی پلاته در یونان. برای بهتر دیدن تصویر بر روی آن کلیک کنید.

بعد از این یونانی ها به کشتی های ایرانی حمله کردند و آنها را از بین بردند.بعد از ان هم چند موفقیت دریایی نیز کسب کردند ولی سپاه ایران دیگر نتوانست کاری بکند و اینگونه موفقیتی در جنگ با یونان نصیب خشایارشاه نشد.آخرین جنگ از دومین دورهٔ جنگهای ایران و یونان نبرد می‌کیل بود. قسمتی از بحریهٔ ایران هم که در حدود دماغهٔ می کیل (در جنوب غربی آسیای صغیر) موضع داشت در همین اوقات بوسیلهٔ یونانی‌ها نابود شد و از آن پس تفوق در دریای اژه که داریوش رسیدن بدان را برای حفظ درهٔ نیل (مصر) لازم می‌شمرد، به دست یونانیان افتاد.

کتیبه سه زبانی خشایارشاهکتیبه سه زبانی خشایارشاه بر جرز غربی ایوان جنوبی کاخ تچر

ژنرال پوزانیاس (پائوزانیاس) برادرزادهٔ لئونیداس که به علت صغیر بودن پسر لئونیداس و بعنوان سرپرست او بطور موقت، پادشاه اسپارت محسوب می‌شد، اقدام به مذاکرهٔ پنهانی با دربار خشایارشا کرد. هدف از این مذاکره تأمین چیرگی و استیلاء مجدد ایران بر اوضاع سیاسی یونان بود. افشاء این مذاکره، موجب رسوائی و مرگ پوزانیاس، در سال ۴۷۰ پیش از میلاد شد.تمیستوکلس قهرمان و فاتح آتنی جنگ سالامیس، بعد از اخراج از آتن به دربار ایران در شوش پناه برد و شاید اولین غربی نام آوریست که در دربار ایران می‌توانست با زبان ایرانی صحبت کند.پس از عقب نشینی ایرانیان، یونانیان با تصرف بسفور و داردانل آنچه را در افسانه‌های حماسی خویش در جنگ تروآ برای آن کوشیده بودند، در تصرف خویش یافتند. چندین سال بعد نیز به مستملکات ایران یورش برده و برخی از جزایر غرب آسیای صغیر، نظیر قبرس را به تصرف درآوردند.

سپاهیان ارتش خشایارشاجهات عدم پیشرفت ایران در جنگ با یونان

جنگ با یونان اصلا لازم نبود زیرا ایران در ان زمان آبادترین و ثروتمندترین شهرها را داشت.لشکر ایران هم به گفته مورخین مشکلاتی داشت.لشکر ایران بسیار بزرگ بود رهبری ان سخت بود همچنین رساندن آذوقه به چنین لشکری بسیار دشوار بود.همچنین خشایار شاه هم بعد از فایق نیامدن سپاه ایران بر یونان به ایران بازگشت.یکی دیگر از عوامل بدی اسلحه دفاعی این سپاه در برابر سپاه یونانی.همچنین سواره نظام ایران که به سوارکاری در دشت های وسیع ایران عادت داشت نمی توانست در راه های تنگ یونان به پیاده نظام کمکی بکند.یکی دیگر از این عوامل حس وطن پرستی و وطن دوستانه مردان یونانی بود که از مرگ در راه وطنشان ترسی نداشتند.اما نتیجه ایی که از جنگ با یونان که دو بار اتفاق افتاد و هیچ نتیجه ایی را در بر نداشت این بود که احوال روحی مردان جنگی و سلاح و پوشش مناسب اهمیت زیادی دارد نه عده لشکر که این را به طور واضح در دو جنگ ایران و یونان میتوان دید.

کشته شدن خشایارشا

بعد از این جنگ با یونان رویداد مهمی برای خشایارشاه روی نداد و او تا آخر عمر به لهو و لعب گذاراند.خشایارشا پس از ۲۰ سال سلطنت، توسط یک خواجه به نام میترا یا اسپنت میترا و رئیس گارد سلطنتی به نام اردوان که با یکدیگر همدست شده‌بودند، در خوابگاه خویش کشته شد. سپس اردوان پسر بزرگ خشایارشا داریوش را کشت. چون پسر دوم پادشاه، ویشتاسپ که والی باکتریه بود، نیز از پایتخت دور بود، اردوان چند ماه سمت نیابت سلطنت داشت. او بطور موقت، اردشیر، پسر سوم خشایارشا را بر تخت نشاند و خودش از طریق پسران خویش قصد داشت به هنگام فرصت وی را نیز از میان بردارد، اما اردشیر از این توطئه آگاهی یافت و در دفع او پیشدستی کرد. در طی یک زد و خورد داخلی که در چهار دیوار حرمخانه در گرفت، اردشیر، اردوان و پسرانش را کشت و خود را شاهنشاه خواند (اردشیر یکم)

درباره خشایارشا

خشایارشا در تخت جمشید که بدستور پدرش داریوش ساخته شده بود قصرهای دیگری بنا کرد که بر عظمت و شکوه این اثر باستانی افزود. کتیبه‌ای نیز در ارمنستان از خود به جای گذاشت. همین طور کتیبه معروف به سنگ‌نبشته‌های گنج‌نامه بر روی کوه الوند در همدان، نیز در کنار کتیبه داریوش بزرگ از وی برجای مانده‌است.کتیبه خشایارشا در کوه الوند در قسمت پائین کتیبه پدرش داریوش است و متن آن عبارت است از:خدای بزرگ است اهورامزدا، بزرگ‌ترین خدایان است که این زمین را آفرید، که آن آسمان را آفرید، که مردم را آفرید، که برای مردم شادی آفرید، که خشایارشا را شاه کرد، یگانه از میان شاهان بسیار، یگانه فرمانروا از میان فرمانروایان بی‌شمار. من خشایارشا، شاه بزرگ، شاهِ شاهان، شاهِ کشورهای دارای ملل بسیار، شاه این سرزمین بزرگِ دوردستِ پهناور، پسر داریوش شاه هخامنشی.

مقبره داریوش کبیرآرامگاه خشایارشا

آرامگاه خشایارشا گوری صخره‌ای در کوه حاجی‌آباد نقش رستم است که در بلندای ۲۶ متری از تراز زمین جای گرفته‌است.این آرامگاه در فاصلهٔ ۱۰۰ متری شرق و شمال‌شرقی آرامگاه داریوش بزرگ و به شکل صلیب تراشیده شده‌است. در بخش بالایی صلیب، نقش نماد فروهر و ماه، در بالا و تصویر خشایارشا در حالی که دستش را به سوی فروهر و آتشدانی که روبه‌رویش قرار دارد دراز کرده، حکاکی شده‌است. در زیرپای شاه اورنگی که مردم سرزمین‌های گوناگون بر دوش دارند، قرار دارد.

خشایارشا در عهد عتیق

در کتاب مقدس عهد عتیق، کتاب استر از استر بعنوان همسر یهودی اخشورش، پادشاه پارس نام برده شده‌است که بسیاری اخشورش را همان خشایارشا می‌دانند. ولی بسیاری از محققین داستان استر را یک داستان افسانه‌آمیز که از اساطیر آشوری تأثیر گرفته‌است، می‌دانند.کتاب استر به ملکه شدن یک دختر یهودی و تلاش او برای جلوگیری از کشتار یهودیان به دستور هامان وزیر اخشورش اشاره دارد. با لغو شدن حکم اعدام یهودیان، هامان به دار آویخته شد، که هر ساله عید پوریم به یادآوری این رهایی برگزار می‌شود.این داستان تنها در منابع یهودی بیان شده‌است و نشانی از آن در گفته مورخان یونانی و آثار به جا مانده از هخامنشیان نیست.

استربرخی از مورخان یونانی تأکید دارند که خشایارشا تنها یک ملکه به نام آمستریس داشته‌است که به سن پیری رسیده‌است و بر اساس این روایات تغییر ملکه در زمان خشایارشا رخ نداده‌است. تأکید نویسنده کتاب استر بر صد و بیست و هفت ایالت شاهنشاهی ایران با واقعیت تاریخی بیست ساتراپی در تضاد است. بیشتر نام‌هایی که در این کتاب به کار رفته‌است، نام‌های سامی و عبری و نه نام‌های ایرانی است. این تضادها احتمالاً به دلیل ناآگاهی نویسنده از تاریخ ایران بوده‌است.در کتاب استر اخشورش (خشایارشا) بر بیش از ۱۲۶ استان از هند تا حبشه حکومت می‌کند و خراج بر زمین و سواحل دریا ‫نهاد ولی هیچ سخنی از حمله ناموفق به یونان و ساختن پرسپولیس نشده‌است. اهمیت نویسندگان عهد عتیق موضوع مرتبط با استر یهودی است که جایگزین ملکه وَشتی شده‌است تا یهودیان در ایران را از برنامه‌های هامان شریر نجات دهد. بگفته مک‌کولوگ شاید ذراتی از حقیقت در پشت داستان استر باشد ولی کتاب در وضع حاضرش دارای اشتباهات و تناقضاتی است که باید بعنوان یک افسانه تاریخی (نه روایت تاریخی) قلمداد شود. نام همسر خشایارشا به استناد هرودوت، آمستریس دختر اتانس بوده درحالی که هیچ اثری از وشتی یا استر در تاریخ هرودوت نیست

درباره ی کاوه آهنگر

۲ دیدگاه

  1. با ۵ میلیون سرباز حرکت کردیم از ۳۰۰ نفر شکست خوردیم و برگشتیم !!!!!!!!!!!!؟
     

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.