یکشنبه , تیر ۱۲ ۱۴۰۱

قباد یکم ساسانی

قباد یکم ساسانیقباد یکم پسر پیروز یکم بود که بعد از بلاش به تخت نشست.قباد دوبار به تخت نشست که دفعه اول از سال ۴۸۸ تا ۴۹۶ و بار دوم در ۴۹۹ تا ۵۳۱٫هنگامی که قباد پادشاه شد بزرگان و نجبا بسیار قدرتمند شده بودند و تاجایی رسیده بودند که پادشاهان را تعیین میکردند و به جای آنها تصمیم میگرفتند.قباداز همان ابتدای سلطنت دچار گرفتاریهای سیاسی و اقتصادی بود.در همین زمان موبدی به نام مزدک از نیشابور به قباد نزدیک شد و او را به انجام اصلاحات اجتماعی برانگیخت.

او نظامی برابری جویانه را تبلیغ می‌کرد که گفته شده نتیجه اش این بوده که باید اموال و زنان اشتراکی باشند.قباد به یاری مزدک توانست از نفوذ نجبا و بزرگان بکاهد و به یاری مزدک در میان مردم محبوبیتی به دست آورد که این باعث نارضایتی نجبا که علیه قباد بودند و روحانیون که بر علیه مزدک بودن شد وآنها با هم همدست شدند تا قباد را از سر راه کنار بزنند و سرانجام در سال ۴۹۶ وی را دستگیر کردند و در زندانی به نام زندان فراموشی به بند کشیدند و برادرش جاماسپ را به جای او به شاهی برداشتند.اما قباد با همدستی زنش و کمک دوستان وخواهرش از زندان فرار کرد و نزد هیاطله رفت.هیاطله به قباد کمک کردند و قباد در سال ۴۹۹ میلادی به ایران برگشت برادرش جاماسپ به سود او از پادشاهی چشم پوشید و قباد دیگر بار بر تخت پادشاهی نشست ولی اینبار رسما مزدک را همراهی ننمود.در مقابل کمکی که خاقان هیاطله به قباد کرد، وی متعهد شد که سالیانه مبلغی به خاقان بپردازد. تهیه این پول از این پس مشکل عمدهٔ قباد گشت زیرا وجه خزانه وجه کافی نبود.در این زمان قباد به خاطر آورد که طبق عهدنامه آخری که برای شصت سال بین یزد گرد دوم و امپراطور روم برای دفاع مشترک از دربند دولت روم میبایست سالیانه مبلغی به ایران میپرداخت که در زمان صلح نپرداخته بود.قباد از دولت روم خواست که طبق عهدنامه اقساطی را که نپرداخته اند بپردازند اما آناستاسیوس یکم امپراطور روم شرقی(بیزانس) از دادن اقساط خودداری کرد و گفت که چون ایران در زمان صلح اقساط را دریافت نکرده و مرور زمان گرفتن این اقساط را از بین برده.این گونه شد که قباد بهانه‌ای برای جنگ به دست آورد و قباد مجالی به دولت روم نداد و به سرعت به ارمنستان روم لشکر کشید و ابتدا ارزروم را محاصره کرد و گرفت و بعد از ان شهر آمد(دیاربکر)را تسخیر کرد.و بعد از آن سپاه روم را هم شکست داد.میرفت که صلحی با شرایط سنگین به رومی ها تحمیل شود که خبر تاخت و تاز هیاطله در شمال شرق ایران رسید و به ناچار مجبور شد به آن سمت عزیمت کند.رومی ها که از گرفتاری های قباد مطلع شدند آمد و نصیبین را محاصره کردند.اما سرانجام دو کشور صلح کردند که طبق آن دولت روم شرقی مبلغی به ایران داد و شهر آمد را پس گرفت و همچنین دولت روم شرقی قبول کرد سالیانه به مدت هفت سال مبلغی به ایران برای نگهداری از دربند قفقاز بپردازد.سپس  قباد به هیاطله پرداخت و طی مدتی که با آنها جنگید توانست به کل دست آنها را قلع و قمع کند.بعد از اتمام جنگ با هیاطله قباد باز متوجه روم شرقی شد که در مدت صلح بیزانس علی الرغم اعتراض‌های مکرر ایران، پاسگاه کوچکی واقع در نصیبین را، تبدیل به یک قلعهٔ محکم جنگی، بنام قلعه دارا نمود.این گونه شد که عوامل دوباره جنگ را مهیا ساخت که در این دوره جنگ رومیها از قوم هایی مانندهونها و ماساژت ها کمک گرفتند که ایران در هر دفعه که دو سپاه به هم میخوردند سپاه ایران بر سپاه روم پیروز میشد ولی در هر بار نیروی پشتیبانی که از قومهای ماساژت ها و هونها بودند به کمک سپاه روم مشتافتند و سپاه ایران عقب نشینی میکرد.این نشان داد که رومیها از لحاظ جنگی ضعیف شده اند و ایرانی ها قوی.در بار آخر هم در ۵۳۱ میلادی جنگ بین دو سپاه روی داد سپاه ایران باز هم سپاه روم را شکست داد ولی بهرمندی نداشت زیرا خبر فوت قباد رسید و سپاه ایران به طرف دجله حرکت کرد.خلاصه آنکه جنگهای قباد با روم شرقی نتیجه ایی نداشت و جنگهای که از زمان قباد به بعد بین طرفین روی داد این دو دولت قوی را که صاحب اختیار عالم بودند ضعیف کرده و زمینه فتوحات اعراب را مهیا نمود.وی در مدت صلح توانست رابطهٔ مزدکیان را با مخالفانشان به نحو ملایمی تعدیل کند و نه تنها در ایران که در سرزمینهای پیرو ایران چون حجاز و نجد عربستان دین مزدکی را گسترد. در عین حال توانست به نفوذ هیاطله خاتمه بدهد و حتی آنها را سرکوب کند.وی پس از مهار نابسامانی اقتصادی و سیاسی و اجتماعی در کشور دست به یک سری اصلاحات زد. وی برای یاری رسانی به ستمدیدگان و تهیداستان دفتری را به نام مدافع درویشان و دادور به فرنشینی یکی از موبدان بزرگ به راه انداخت تا به حقوق بی‌نوایان رسیدگی کند. این روش را در آینده دینهای مسیحیت و اسلام نیز از روی کار او قالب برداشتند.گرویدن قباد به دین مزدک از جهت سیاست و کاهش نفوذ بزرگان و نجبا بود و هنگامی که به این خواسته رسید و قلع و قمع مزدکی ها پرداخت.قباد در سن ۸۲ سالگی در ۵۳۱ میلادی در گذشت.قباد سه پسر داشت، کاووس که ارشد بود، فرزند دوم ژم که از یک چشم نابینا بود و پسر سوم او خسرو نام داشت. کاووس تربیت یافتهٔ مزدکیان بود. قباد خصالی که شایستهٔ پادشاهان است در خسرو جمع می‌دید بنابراین فرزند کوچک خود را، بر پسر ارشد یعنی کاووس که علناً پیرو کیش مزدک بود ترجیح داد و همین امر تبدیل و تغییر عقیده شاهنشاه را نسبت به این فرقه که در آغاز به آن گرویده بود، بطور وضوح آشکار می‌کند.در سال ۵۳۱ میلادی، در هنگام مرگ پدر، کاووس فرمانروای طبرستان بود. موبدان زرتشتی از پسر کوچک‌تر قباد، انوشیروان که سخت ضدمزدکی بود، پشتیبانی کردند و سرانجام انوشیروان، بر تخت شاهی نشست.

درباره ی کاوه آهنگر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.