یکشنبه , تیر ۱۲ ۱۴۰۱

۳۶۰ همبستر شاهان بزرگ هخامنشی

مشکل واقعى از تفسیرى که باید از بعضى متون کلاسیک و یونانى مآب درباره شمار همبستران شاه به دست داد، ناشى مى شود. پلوتارک (اردشیر، کتاب ۲۷، بند ا )، دیودوروس ( کتاب ۱۷، فصل ۷۷، بند ۵ ) ، کوئینتوس کورسیوس روفوس ( کتاب ۳، فصل ۳، بند۲۴ ؛ کتاب ۶، فصل۶ ، بند ۸ ) و دیکئارخوس ( athenee XIII,557b ) به وجود ۳۶۰ همبستر اردشیر دوم وداریوش سوم اشاره کرده اند. اما در شرح هرودوت درباره خراج هاى پرداختى ملل تابع عدد ۳۶۰ به کرات مشاهده مى شود: نومه هاى ایالت سوم و دوازدهم ۳۶۰ تالان نقره ( کتاب ۳، بند ۹۰، ۹۲ ) ؛ و نومه بیستم ( هند ) سالیانه ۳۶۰ تالان خاک طلا ( کتاب سوم، بند ۹۴ ) مى پردازند: همین رقم در مورد نومه کیلیکیا حتى دوبار تکرار مى شود: از ۵۵۰ تالان نقره تعیین شده، ۱۴۰ تالان صرف نگهدارى سوار نظام مستقر در آن سرزمین مى شود، ۳۶۰ تالار دیگر را باید به دربار شاه بفرستند؛ علاوه بر آن این سرزمین بایست هر ساله ۳۶۰ اسب سفید تدارک بیند.

هرودوت تصریح کرده است: « براى هر روز یکى » این عبارت را در متن دیودوروس سسیلى در مورد همبستران شاه باز مى یابیم. مقایسه متون هر نوع تردیدى را درباره وجود مدل از میان مى برد، ولى این مدل یونانى است یا پارسى؟ دقیق تر بگوییم آیا در محیط هخامنشى، عنایت خاصى به رقم ۳۶۰ وجود دارد، وگرنه نه فقط شمار همبستران شاه، بلکه ارقامى را که هرودوت درباره خراج ارائه داده است باید به فراموشى سپرد و در عین حال، داستان هرودوت را درباره کیفرى که کوروش براى رود گوندس تعیین کرد، نپذیرفت.

در این داستان اسب سفیدى که نذر خورشید شده بود در آب غرق مى شود. کوروش دستور مى دهد رودخانه را به ۳۶۰ شاخه تقسیم کنند و از آن به سهولت رد مى شود ( کتاب ا، بند ۱۸۹ – ۱۹۰ ) . افزون بر آن، حضور ۳۶۵ پسر جوان « به شمار روزهاى سال » ( کوئینتوس کورسیوس روفوس، کتاب ۳، فصل ۳، بند ا ) درکوکبه داریوش سوم نیز باید مورد تردید قرارگیرد، یا حتى انواع مصارفى ( ۳۶۰ ) که پارسیان براى نخل در نظر مى گیرند ( استرابون، کتاب ۱۶، فصل ا، بند ۱۳).

به یقین۳۶۰ رقم نمادینى است که در سنت یونانى نیز یافت مى شود. اما پیداست که در سنن پارسى، این رقم به وجود تقویم شمسى ۳۶۰ روزه به علاوه خمسه منضمه برمى گردد. این تقویم معمولاً در جنب تقویم اداری رسمى که از نوع تقویم قمرى بابلى بود، مورد استفاده قرار مى گرفت. آن متونى که عدد۳۶۰ (یا ۳۶۵) در آن ها آمده است به طور مستقیم یا غیر مستقیم در چارچوب آیین پرستش خورشید جاى مى گیرند، به ویژه اسبان مقدسى که هر ساله هنگام میثرکانه قربانى مى شوند.

پس باید پذیرفت که عدد ۳۶۰ همبستر شاه بزرگ به اطلاعاتى مربوط مى شود که مستقیماً از دربار هخامنشى آمده است ( ر.ک.nomos persikos در دیودوروس سیسیلى ). با دست چین کردن ۳۶۰ همبستر بار دیگر از شاه بزرگ تصویر مردى برتر ارائه مى شد، زیرا بین این رقم و زمان آیینى تناسب کاملى وجود داشت. بنابراین ۳۶۰ در درجه اول رقمى است که به خصلت مقدس پادشاهى هخامنشى مربوط مى شود.

مقام و موقعیت ممتاز این ۳۶۰ زن را نویسندگان باستان کاملاً روشن کرده اند. دیودوروس سیسیلى مى گوید: رسم حکم مى کرد که هنگام جا به جایی های دربار، زنان خانه شاه، همچنین زنان نزدیکان و دوستان در معیت شاه باشند ( کتاب ۱۲، فصل ۳۵ بند ۵ )؛ کوئینتوس کورسیوس روفوس درکوکبه شاه نه تنها مادر و زن شاه که انبوهى از زنان سوار بر اسب راکه در معیت آنان اند، قید کرده است و حتى نوشته است که در پى آنان فرزندان شاه و دایگانشان و همچنین خیل خواجگان مى آمدند: در پس آنان ۳۶۰ همبستر شاه حرکت مى کردند که جامه و آرایششان به شهبانوان مانند بود ( کتاب ۳، کتاب ۴، بند ۲۴ )

از طریق هراکلیدس مى دانیم که این همبستران در شکار نیز در معیت شاه بزرگ بودند ( athenee XIII,514c ) . کوئینتوس کورسیوس روفوس ( کتاب ۸، فصل ا، بند ۲۸) وجود این رسم را در دربار شاه ماوریا نیز تأیید کرده است ( استرابون نیز گفته است که آنان در شکار نیز شرکت مى جویند: کتاب ۱۵، فصل ا، بند۵۵ ) . در مرتبه اى پایین تر از شهبانوان واقعى، ۳۶۰ همبستر شاه جزو جدایى ناپذیرکوکبه ملوکانه به شمار مى آمدند.

پس شک نیست که در میان تمام کسانى که نویسندگان باستان آنان را همبستر مى نامند، ۳۶۰ همبستر شاه، گروهى را تشکیل مى دادند که مقام و موقعیتشان آنان را به وضوح از خیل عظیم کنیزان درباری جدا مى کرد. بى آنکه دلیل قاطعى در دست داشته باشیم مى توانیم فرض کنیم که پس از مرگ شاه ۳۶۰ نفر دیگر از سراسر امپراتورى برگزیده مى شدند. اما چه بر سر ۳۶۰ همبستر شاه پیشین مى آمد؟ مى دانیم که اردشیر دوم براى تحقیر پسر خود، داریوش، آسپاسیا را « کاهنه آرتمیس اکباتان که پارسیان آن را آنائیتیس مى نامند »، کرد « تا زندگى را در پرهیزگارى بگذراند» ( پلوتارک،اردشیر، کتاب ۲۷، بند ۳ ) . اما مشکل بتوان این واقعه را نمونه خاصى از یک راه و رسم عام تلقى کرد.

ما نمى دانیم که معیارهاى انتخاب این ۳۶۰ همبستر چه بوده است. آنان را همیشه داراى زیبایى فوق العاده اى وصف کرده اند. این را نگارنده کتاب استر، که مى افزاید که استر باکره بود، قید کرده است. دیودوروس سیسیلى نیز صراحتاً چنین مى گوید: « البته زیبایى آنان چشمگیر بود، زیرا از میان تمام زنان آسیا انتخاب مى شدند » ( کتاب ۷، فصل۷۷، بند۶). پلوتارک نیز شرح داده است که زیبایى آنان خارق العاده بود اردشیر، کتاب ۲۷، بند ۲) اما این ویژگى چندان خاص به شمار نمى آید: تیموسا یا آسپاسیا یا حتى آموتیس، خواهر خشیارشا و همسر بغه بوخشه را نیز با همین عبارات وصف کرده اند: « او دلفریب ترین زن آسیا بود» ( athenee XIII,609b ). نظر ستایشگر اسکندر درباره زنان ایرانى چنین است: « آنان مایه آزار دیدگان اند » ( پلوتارک، اسکندر، کتاب ۲۱، بند ۱۰) !

پاسخ به این پرسش از آنجا دشوارتر مى شود که معمولاً از آنان دسته جمعى نام مى برند. ما فقط نام سه تن از همبستران اردشیر اول را مى شناسیم که براى او فرزندانى آوردند. کتسیاس این زنان را مانند یکى از همبستران بردیا، بابلى مى خواند، اما یکى از آنان نام ایرانى دلپذیرى به نام آلوگونه « سرخگون » دارد. اگر آنان در زمره۳۶۰ همبستر شاه باشند (که معلوم نیست) باید فرض کنیم که، همان طور که دیودوروس سیسیلى و نگارنده کتاب استر مى گویند، از میان اقوام و شهریاری هاى تابع شاهنشاهى برگزیده شده اند. اگر بر مبنای واکنش اسپیتریداتس که روابطش را با فرناباذ از آن روى قطع کرد که شخص اخیر « مى خواست دخترش را بدون ازدواج بگیرد » اظهار نظرکنیم باید بگوییم که احتمال آنکه بعضى از آنان از خاندان هاى اشراف بزرگ پارسى باشند، ضعیف است ( گزنوفون، آگسیلائوس، کتاب ۳، بند ۱۳ ).


امپراطوری هخامنشیان اثر پی یر بریان

درباره ی میلاد موسوی

یک دیدگاه

  1. یک ایرانی از کرمانشاه

    درود .هم میهن  پس از نبرد کوناکسا اردشیر دوم همخوابه ی هلنی  ودلربای برادرش کوروش کوچک ونه پسرش داریوش را به آناهیتا فرستاد. اردشیر در کهنسالی پسر بزرگترش داریوش را به گمان اینکه با یکی از همخوابه هایش آرمیده کشتواندکی پس از آن چون نادرستی گمان خود پی برد  از کرده اش بسیار پشیمان وپریشان شد .اثر پیر بریان  چندان درخور اعتماد نیست او نه در نقل رخدادها از مورخان کلاسیک دقت  وتطبیق وبررسی داشته و نه تحلیل منطقی آورده  و مانند مورخان سده های نوزدهم و بیستم تا جنگ دوم جهانی  که همه ی توان خود را برای تحقیر تاریخ مرد مسرزمین های تحت سلطه اروپا بهکر میبرده اند  او نیز تلاش کرده تاریخ باستان را مایه ی افتخار یونانیان ورومیان  که غربیان امروز خود رااز تبار آنان می دانند   نماش دهد  وبر عکس نشان دهنده ی خواری وحقارت و حماقت  ایرانیان در شمار آورد.شوربختانه در ایران امروز ما هنوز ترجمه های دقیق وکاملی از کتب کلاسیک یونانی رومی  وجود ندارد و به جایش نوشته های مورخان معاصر غرب ترجمه می شود. دیگر آنکه در دربار هخامنشی همخوابه های شاه درگذشته را نه میکشتهاند و نه وادار به پرهیزکاری میکرده اند آنها  با شاه وشاهزادگان بعدی  همخوابگی میکردند البته سوای شهبانوان که یا مانده ی زندگی را تنها سر میکردند ویا به همسری بزرگان هخامنشی در می آمدند

     

     

     

     

پاسخ دادن به یک ایرانی از کرمانشاه لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.