پنج شنبه , تیر ۲۸ ۱۴۰۳

اشکانیان

امپراطوری اشکانیانقلمرو امپراتوری اشکانی در یکم میلادی

اشکانیان(پارتی ها) نام امپراطوری می باشد که از ۲۵۰ پیش از میلاد تا ۲۲۴ میلادی بر سرزمین کهن ایران فرمانروایی کردند.ظن قوی این است که نام امپراطوری اشکانیان  به نام موسس آن بنیان گذاشته شد.تاسیس این امپراطوری توسط ارشک رهبر قبیله پرنی در ۲۵۰ قبل از میلاد صورت گرفت.راجع به نزاداشکانیان بین مورخین اختلاف بود,برخی پارتی ها را آریایی میدانستند,برخی چینی و مغول و برخی هم از اختلاط آنها سخن گفتند ولی از شواهدی که به دست آمده این عقیده قوت یافت که پارتی ها آریایی بودند.

اشکانی ها در ابتدادر مجاورت عشیره ایی به نام داهه که بخشی از سکهای محدوده شرق دریای خزر بودند  قرار گرفته بودند که بعدها از مجاورت آنها با عشیره داهه  بین آنها اختلاطی صورت گرفت و از عشیره داهه طایفه پرنی متمایز گردید و دودمان اشکانی از این طایفه پدید آمد.در واقع اشکانیان از تیره ایرانی پرنی و شاخه‌ای از طوایف وابسته به اتحادیه داهه از عشایر سکاهای محدوده شرق دریای خزر بودند.اشکانیان از سرزمین پارت که شامل خراسان فعلی بود برخاستند.پهناوری دولت اشکانی در دوره اقتدارش از رود فرات تا هندوکش و از کوه‌های قفقاز تا خلیج فارس را شامل می‌شد. به دلیل قرار گرفتن جاده ابریشم در گستره حکومت اشکانی و قرار گرفتن مسیر تجاری بین امپراتوری روم و حوزه مدیترانه و امپراتوری هان در چین، این امپراتوری به مرکزی برای تجارت بدل گشت.

تجارت اشکانیان

 

 

ابریشم چینی متعلق به ماوانگدویی (قرن ۲ پ.م)، ابریشم چینی احتمالا با ارزش‌ترین کالای لوکس مورد معامله توسط اشکانی با غرب از طریق جاده ابریشم بوده است.

در زمان حکومت اشکانیان آنها تمام سعی و تلاششان بر این بود تا تمدن ایران را که توسط یونیانیان از همه طرف مورد حمله قرار گرفته بود و یونیانیان قصد بر نابودی کامل آن داشتند را نجات دهند و ایران را از سلطه همه جانبه آنها رهایی دهند.هم چنین جنگ های ایران و روم نیز در زمان اشکانیان آغاز شد.اشکانیان به یاری و پشتیبانی بزرگانی که مانند خود آن‌ها از تیرهٔ ایرانی شمالی داهه بودند، با سربازگیری و لشکرکشی، نخست بر بخش پارت چیره شدند و پس از آن به گشودن سراسر ایران پرداختند و دولت ایرانی تازه‌ای به میان آوردند و باز هم آداب و آیین هخامنشی و ایرانی را رواج دادند. قدرت نخست از غرب و جنوب‌غربی به سوی شمال کشور، جابجا شد و مردم آن‌جا (شمال‌شرق) صفات ایرانی را پاک‌تر نگه داشته بودند. بنابر این دولت اشکانی با وجود رنگ یونانی اندکی که داشت، از دیدگاه ایرانی بودن حتا پاک‌تر از دولت هخامنشی بود.

شاهزاده اشکانیمجسمه یک شاهزاده پارتی که اعتقاد بر این است شمایل سردار سورنا می‌باشد. این مجسمه در موزه ملی ایران موجود است..

دوره اشکانیان شاهد احیای فرهنگ ایرانی در مذهب، هنر و حتی پوشاک هستیم..اشکانیان سعی در احیا و پیروی از آداب و رسوم اصیل ایرانی می‌کردند و می‌کوشیدند تا از تأثیرات فرهنگ یونانی بکاهند.مردم ایران  با فرهنگ یونانی کم کم خو گرفته بودند ولی با ظهور امپراطوری اشکانیان و کار هایی که پادشاهان برای تمدن ایران کردند فرهنگ ایرانی دوباره احیا شد برای مثال بلاش یکم اولین پادشاه اشکانی بود که خط اشکانی و زبان پارتی را مورد استفاده قرار داد و به جای استفاده از الفبای یونانی، سکه‌هایی به خط اشکانی ضرب نمود.با این وجود از الفبای یونانی تا پایان دوره اشکانیان بر روی سکه‌ها استفاده می‌شد.اشکانیان برای بازگرداندن فرهنگ ایرانی تلاش های زیادی کردند اما فوذ فرهنگ یونانی در دوران امپراتوری اشکانی کاملا از بین نمی‌رود.اشکانیان مخترع باتری نیز می باشند.در سال ۱۳۳۰ خورشیدی، باستان شناس آلمانی ویلهلم کونیک و همکارانش در نزدیکی تیسفون ابزارهایی از دوران اشکانیان را یافتند. پس از بررسی معلوم شد که این ابزارها پیل‌های الکتریکی هستند که به دست ایرانیان در دوران اشکانیان ساخته شده و به کار برده می‌شده‌اند.

باطری اشکانیباطری اشکانی-اشکانیان مخترع باطری هستند.

همچنین اشکانیان ابداع کننده جنگ های چریکی بودند.ارتش اشکانیان به صورت بود که پیاده‌نظام تنها برای نبرد در بلندی‌ها استفاده می‌شد و سواره‌نظام نیروی اصلی سپاه را تشکیل می‌داد. سواره‌نظام اشکانی به نیزه‌داران سبک‌اسلحه و سواران سنگین‌اسلحه تقسیم می‌شدند. سواران سبک‌اسلحه ماهرترین تیراندازان زمان خود بودند. سواران سنگین‌اسلحه زرهی داشتند که سرتاپای ایشان را می‌پوشانید و اسبانشان نیز چنین زرهی داشتند. از آنها برای درهم شکستن صفوف دشمن و از سواران سبک‌اسلحه برای پشتیبانی و تیراندازی از دور استفاده می‌شد. شیوهٔ مخصوص اشکانیان و به خصوص سواران سبک‌اسلحهٔ ایشان شیوهٔ جنگ و گریز بود. ولی ارتش اشکانی دچار ضعف مرکزی بود.

سواره نظام اشکانیسوار سنگین اسلحه پارتی در نبرد با شیر

چرخه اقتصاد اشکانیان کشاورزی و دامپروری بود.در جامعهٔ اشکانی پس از شاه و خاندان شاهنشاهی فرمانروایان و شاهان و پس از آنها نجبا و دیوانیان بلندپایه در مراتب بعدی قرار داشتند. پس از این گروه‌ها بازرگانان و گروه بزرگ کشاورزان و پیشه‌وران بودند.دین خاندان اشکانی به دلیل کمبود مدارک روشن نیست. ساسانیان آنها را زرتشتی نمی‌شمردند و پیداست که این گونه بوده‌است ولی از نام‌هایشان آشکار است که به مهر اعتقاد داشتند.جنس سکه‌ها معمولا از نقره بوده است. این سکه‌ها شامل درهم و تترادرهم بوده و پول رایج در سرتاسر امپراتوری اشکانی بوده است.

سکه اشکانیسکه نقره با تصویر چهره ارشک و نام وی

اشکانیان در اثر اختلافات داخلی مانند نظام ملوک الطوایفی,اختلافات خانوادگی و مخالفت موبدان زرتشتی با سیاست آزادی دینی و جنگ‌های خارجی در مدت پنج قرن در شرق و غرب به تدریج ضعیف شدند تا سرانجام به دست اردشیر اول ساسانی (اردشیر بابکان) در سال ۲۲۴ میلادی بعد از ۴۷۰ سال منقرض گردید.

درباره ی کاوه آهنگر

۳۴ دیدگاه

  1. بین مورخان شکی وجود ندارد که اشکانیان از نژاد سکاها و ترکستانی بوده اند سکاهایا اسکیت ها هم طبق نظر اکثر مورخان دنیا ترک یودند رستم هم از نژاد سکاها بود البته هستند مورخان سیاسی که یا غرض ورزی سکاها را هندواروپایی می دانند

    • درود خدمت شما..احتمالا شما ترکها میخاهید کل تاریخ ایران رو به خودتون تعلق بدید.اول که اومدید ساسانیان رو ترک کردید و حالا اشکانیان و به احتمالا زیاد چند وقت دیگه میگید هخامنشیان هم ترک بودند.

      • اشکانیان از طایفه پری و پری از مجموع طوایف داهه زیر مجموعه سکاها بودند

        خود شکاها قبل از آریایی ها در فلات ایران حضور داشتند و هرودت میگه

        "سکاهای شرقی تحت تاثیر فرهنگ پین و سکاهای غربی تحت تاثیر فرهنگ یونانی بودند ولی سکاهای آلتای فرهنگ اصیل خودشون رو داشتند"

        لازم به ذکره آلتای منطقه منشا ترکهاست

        از طرف دیگه اثار قدیمی ترین تامغای ترکها مربوط به یافته های اطراف شهر اراک میشه با قدمت بیش از ۲۵۰۰ سال

        • درود ..دوست عزیز شما هم احتمالا چیزی شنیده ایی و اومدی اینجا بیان کردید اگه منظورتون طایفه پرنی است درست ولی اینکه شما به آلتای و اینجور مسائل کشوندی باز هم چیزی جز خرافه نیست.در ضمن خود سکاها هم از کوچنشینان ایرانی بودند.با سپاس

      • هرچند امروزه بر اساس سخنان پدر علم تاریخ یعنی هرودوت و تاریخ دان یونانی یعنی آریان و سخنان خود شاهان اشکانی مبنی بر پارسی بودنشان آشکارا میدانیم داهی ها طبق سخنان هرودوت تنها زبانشان نیمه سکایی و نیمه مادی بود ولی نژادشان پارسی بود و یکی از ده تا پانزده قبیله پارسی ها بودند و اشکانیان(آریا شاهیان یا آرشاخیان زیرا ارشک =آر + شاک یا یا شاخ یا همان شاه) نیز یعنی همان اتحاد طوایف پارتی ( شامل اسپهبد پهلو ها و سورن پهلو ها و…) با طوایف پارسی داهه (شامل زانتی ها و پیسوری ها و داهیها《تاجیها》که نام هر سه قبیله آریایی هست و اصلا زانت یعنی طایفه مثل طایفه ماد های آری زانت ) هستند و می‌دانیم اشکانی ها جز زبان نیمه سکایی و نیمه مادی تاجیک ها (داهه های پارسی) هیچ ربط دیگری به سکاها نداشتن ولی باید توجه داشت نام تمام قبایل و پادشاهان و مکان های داهه و همچنین پارسی کاملا آریایی هست……….. نژاد سکاها: در سال ۲۰۱۸ از اسکلت های باستانی ۶ مرد سکایی(با قدمت ۳۰۰۰سال پیش) آزمایش ژنتیک گرفتند که ژن y پدری هر شش مرد باستانی سکایی R1a1(ژن اروپایی ها و آریایی های شمال هند) بود در سالهای قبل و بعد آن نیز آزمایش های ژنتیک مشابهی از اسکلت های باستانی سکایی گرفته شد که نتایج مشابه داشت که نشان می‌دهد سکاها از نژاد آریایی بوده اند…….. هرودوت بسیار از ریشه سکاها سخن می گوید که در همه سخنان او سکاها از نژاد آریایی بوده اند و بر اساس نوشته های هرودوت(۲۵۰۰سال پیش) نژاد و زبان سکاها آریایی از شاخه ایرانی بوده است و همچنین هرودوت می گوید که ماد ها فرزندانشان را برای یادگیری مطالب زبان و فنون تیراندازی نزد سکاها می فرستادند 《 در واقع در آن روزگار احتمالا سکاها در برابر دوستی با ماد ها و اجازه زندگی در سرزمین ماد ، بدون دریافت هزینه تدریس ،در کنار آموزش فنون تیراندازی آموزش ادبیات و شعر و داستان های حماسی برای کودکان ماد را به عهده می گرفتند آنهم برای روحیه جنگاوری در کودکان ماد ، که خود این موضوع بیانگر این هست که سکا ها و ماد ها دست کم زبانشان بسیار شبیه به هم بوده زیرا بدون یکسانی زبان ها چنین آموزش های ادبیاتی آنهم توسط سکاهایی که در زبان ماد ها تخصصی نداشته باشند به کودکان مادی که زبان سکاها را نمیدانند بی معنی بوده است چرا که باید داستان حماسی را به زبان مادها به کودکان ماد آموزش می دادند و سکاها در کنار آموزش فنون تیراندازی به کودکان ماد مطالب مربوط به زبان آموزی مثل ادبیات و شعر و داستان های حماسی را به زبان مادی را تدریس می کرده اند زیرا طبیعتا کودک ماد می توانسته زبان ماد ها را نزد خانواده خودش یاد بگیرد و در آن روزگار کودک ماد نیاز و الزامی هم به یادگیری زبان سکاها به عنوان یک گویش یا لهجه یا حتی زبانی دیگر نداشته است پس بحث ادبیات و شعر و داستان های حماسی در میان بوده است که این موضوع نیازمند هم زبانی ماد ها و سکاها یا حداقل نزدیکی زبان ماد های آریایی با سکاهای مهاجم داشته است 》و همچنین بنا به گفته مورخان بزرگ نیز سکاها ، ماد ها و پارس ها به آسانی زبان یکدیگر را متوجه می شدند ………… پس از حملات ویرانگر اقوام مهاجم زرد پوست مثل هون ها و مغول ها به سرزمین سکاها ،سکا ها که مردمی سفید پوست و آریایی بودند دربرابر نسل کشی های هون ها و مغول ها به غرب اروپا عقب نشینی کردند و سرانجام سکاها با قبایل مختلف ژرمن متحد شدند تا برای جنگ با هون ها نیروی کافی داشته باشند و پس از آن در نبردی که بین سکا ها و هون ها رخ داد ، آتیلا( فرمانده هون ها) کشته شد و سپس با حملات سکاها به قبیله هون ها ، قبیله هون ها از هم پاشید (هرچند در ابتدای حملات هون ها به سکا ها ، بعضی از سکاها تلفات بسیاری دادند)………….. زبان آسی های قفقاز《آسی ها=آسیت ها یا سیت ها که در باستان به سکاهای پادشاهی اسکیت ها یا سیت های پادشاهی هم میگفتند زیرا لباس ها و سلاح های آنها همه از جنس طلا بود》 یک زبان امروزی و زنده سکایی هست که زبان آلانی یا آسیت یک زبان هند و اروپایی از شاخه زبان های ایرانی می باشد و با فارسی باستان نزدیکی دارد(همچنین با زبان های پامیری ،پشتو و احتمالا با گویش های طبری و سیستانی و اشکاشمی و….نزدیکی دارد) زیرا آسی ها بازماندگان قوم آلان ها هستند که در زمانهای کهن سارومات نامیده می شدند که سارومات ها یا سرمتی ها یکی از قبایل اصلی سکاها بودند. همچنین نام های همه پادشاهان و مکان های سکایی ایرانی و آریایی هست آسی های امروزی از نظر ژنتیکی آریایی هستند و همچنین با آنکه بارها مورد حمله اقوامی مثل هون ها و مغول ها قرار گرفتند و با وجود آنکه سالهای طولانی در میان اقوام قفقازی زبان مثل گرجی ها و … زندگی کرده اند اما همچنان ساختار دستور زبانشان و واژگانشان را به جز تغییرات اندکی تا حدود زیادی حفظ کرده اند به طوری که طبق نظر بزرگترین دانشمندان زبان شناس در ایرانی بودن زبان آسی ها چه از نظر دستور زبان و چه از نظر واژگان تردیدی باقی نمی ماند . همچنین افسانه های آسی ها یا آلانها و مردم سکایی دیگر همه شبیه افسانه های ایرانی هست و نشانه ریشه ایرانی آسی ها و دیگر مردم سکایی هست………………… سکاها به شیوه های چادر نشینی تا روستا نشینی یا شهر نشینی زندگی میکردند ……..امروزه کتیبه ها و نامه هایی از سکاها کشف شده که نشان از زبان ایرانی سکاها دارد ،برای نمونه مجسمه مرد طلایی《شاهزاده سکایی》کشف شده در قزاقستان که به همراه او کوزه ها و لوازمی هم پیدا شد که روی آنها با خط خروشتی که خطی هند و اروپایی هست و برای نوشتن زبان های سانسکریت و قندهاری و سکایی از آن استفاده می شده است متنی به زبان سکایی باستان نوشته شده بود که پس از بررسی مشخص شد همان زبان ختنی هست ، نقش نبشتهٔ موجود در آن گور 《متعلق به مرد طلایی》 به الفبای خروشتی بود که این خط برای نوشتن متن سکایی《متن سکایی به زبان ختنی بوده است》کشف شده استفاده شده است《خط خروشتی مخصوص سانسکریت و گندهاری بوده است اما امروزه مشخص شده است سکاها نیز استفاده میکرده اند》. متن حک شده در این گور تپه در سال ۱۹۹۹ م. به نام زبان سکایی ختنی شناخته شد و موقتاً اینطور ترجمه شده‌است: این جام، برای می از انگور است، سپس پختنی به آن افزوده گردد؛ به اندازه‌ای که برای انسان [باشد]؛ و بر آن کره‌ای تازه افزوده گردد. البته قبل از آنکه از استخوان های این مرد سکایی آزمایش ژنتیک بگیرند تیم قزاقستانی فوراً بقایای استخوان های مرد طلایی را با همه آن کشفیات دیگر دوباره در خاک دفن کردند ، باید توجه داشت که قزاقستان محل سکونت اقوام سکا بوده است اما زمانی که مردم زرد پوست قبچاق به قزاقستان وارد شدند قبیله سکاها برای خودداری از رویارویی با قبچاق ها از قزاقستان خارج شد و به اروپا رفت………. همه مورخان باستانی پیش از ۲۰۰۰سال پیش یعنی زمانی که سکاها قدرتمند و شناخته شده بودند از جمله هرودوت《پدر علم تاریخ》و… از انها به عنوان مردمی هندواروپایی و ایرانی زبان یاد کرده اند…………….اما پیرامون زبان خُتنی که متون همراه مرد طلایی به آن زبان بوده است: بنا به گفته هارولد بیلی زبان شناسی ، ایران شناس و ختن شناس انگلیسی که تخصص اصلی او زبان سکایی ختنی بوده است و به زبان های سانسکریت، آسی ، پارسی باستان ، یونانی و چندین زبان دیگر تسلط داشته است که همچنین چندین متن از زبان ختنی را در چند جلد کتاب ترجمه و به چاپ رسانده است میگوید زبان ختنی از زبان‌های ایرانی است که سکاهای خاوری بدان سخن می‌گفتند. سرزمین ختن در میان جهان ایرانی و چینی قرار داشت و تا سده‌ی دهم م./چهارم هجری مردمان آن ایرانی بودند و به زبان ختنی سخن می‌گفتند و به خط ختنی《همان خط براهنی یا خواهر خوانده این خط یعنی خط خروشتی》 می‌نوشتند. اما اندک اندک مردم زرد پوست قبچاق پس از تازش‌های فراوان بدین منطقه و مهاجرت بسیاری از سکاهای ختنی از قزاقستان به اروپا و مهاجرت قبچاق ها بدانجا زبان مردم سکایی باقیمانده را به زبان قبچاقی تغییر دادند و قبچاق ها از آن به بعد نام قزاقستان را بر سرزمین سکاها گذاشتند . نام قزاق یک کلمه از زبان قبچاقی هست به معنای کوچنده که از واژه قبچاقی قَز =کوچیدن + پسوند قبچاقی آق = نَده که قَز+آق=کوچنده یا کوچ رو ، کلمه قزاق به زندگی گروهی از قبچاق های مهاجم به نام قزاق اشاره دارد که کوچ رو و کوچنده بوده اند اما نام پایتخت قزاقستان یعنی آلماتی یک کلمه ایرانی و ریشه سکایی دارد و این کلمه در زبان سنسکریت و سکایی به معنی کوهستان عقاب هست یعنی آله یا آلو یا آلوآ ( در سنسکریت=آره یا آرا یا عقاب)+تی (سنسکریت=کوه یا کوهستان)یعنی آلوا +تی =کوه عقاب《 همچنین تبدیل و به م در زبان ختنی یا سانسکریت طبیعی هست و اتفاق میافتد》جالب این است که در این منطقه کوهستانی هست و عقاب هایی خاصِ همین منطقه در این منطقه زندگی میکنند البته قزاق ها میگویند ریشه آلماتی از زبان قبچاقی و به معنی پدر سیب هست که این معنی آن هم در این شهر سردسیر شمال آسیا بی معنی هست . در زیر نمونه ای از شمارش خُتنی را می بینیم که تلفیقی از شمارش فارسی و سانسکریت هست : دوا=۲،،،،درای=۳،،،،،چِهااوره=۴،،،،،پَمجسا=۵،،،، کسِآس=۶،،،،،،هُدآ=۷،،،،، هَشتا=۸،،،،نَو=۹،،،،،بیستا=۲۰،،،،،،صاتا=۱۰۰ و……. در زیر نمونه هایی از واژگان ختنی را می بینیم : خِوار=خوردن ،زانت=قبیله ، سیاوا= سیاه ، مِرغا=مرغ ، آسپ=اسب ، گوس=گوش آپ =آب ، روپاس =روباه ، آرم=دست ،بازو ، وراز=گراز و……نکته این هست که خیلی از کلمات سکایی با کلمات مادی یکسان هستند مثل زانت =زانتو=قبیله ، آسپ =اسپه=اسب و ……

      • اگر سخنان هرودوت و استرابون و آریان و خود اشکانیان و نویسندگان معتبر را بخوانیم این نکته واضح هست که قبایل داهه ها سه عدد بودند به نام های زانتی و پیسوری و پَرنی که آرشاک یا آرشاه از قبیله پرنی بود و داهیک ها همان تاجیک های امروزی هستند که هرودوت میگوید داهی ها (تاجی ها)یکی از قبایل چادر نشین پارسی هستند و همچنین هرودوت در جایی دیگر می گوید داهی های پارسی اما زبانشان نیمه مادی و نیمه سکایی هست و بنابراین داه ها پارس بودند و همچنین این نکته هم واضح هست که داهیک ها با پارت ها متفاوت بودند و قبایل پارت پسوند پهلو به معنای پارتی داشتند مثل پارت های مازندران یا همان اسپهبد پهلو ها یا پارت های سیستان که پادشاهی سکاهای سیستان را منقرض و آنها راتحت فرمان خویش در آوردند یعنی همان سورن پهلو ها که سورنا از قبیله سورن پهلو ها بود و همچنین کارن ها و …. که پارتها و داهیک ها (پارس های داهی یا تاجیک ها) با هم متحد شدند و یونانی ها را نابود کردند در واقع ابتدا داهیک ها اتحادیه داهه را درست کردند سپس پارت ها به انها ملحق شدند و خاندان سورن پهلو برای رئیس قبیله پارسی چادرنشین پرنی تاج گذاری انجام داد امروزه تاجیک ها در ازبکستان و تاجیکستان بازماندگان قبیله پرنی و داهیک ها هستند هرچند که در گذشته ساکنان ترکمنستان هم تاجیک بودند

  2. ساسانیان و هخامنشیان فارس بودند ترک ها نیازی به اینها ندارند اینها را خودتان هم می دانید  ترکها نمی خواهند تاریخ ایران را به نام خودشان بزنند بلکه این شما هستید که می خواهید ترکها را از تاریخ ایران بیرون کنید ولی فقط خودتان را فریب خواهید داد  شما که نژاد اشکانیان را به هان و مغول نسبت می دهی (گذشته اینکه مغول تا زمان چنگیز یک قبیله کوچک بود) و در اینجا نامی از ترکها نمی برید این کار شما بیشتر غرض ورزی است اگر اشکانیان به نژادی غیر از اریایی تعلق داشته باشد اون مسلما ترک خواهد بود که همیشه همسایه ایران بوده اند نه چینی و مغول ساختگی خودتان که از مرزهای ایران خیلی دورند

  3. برادر عزیز اشکانیان ترک بودند و باقی ماندشان ترکمنهای ایران و ترکمنستان می باشندشواهد زیادی وجود دارد یک نام پایتخت ترکمنستان عشق آباد نیست بلکه ashkabat(اشک آباد)می باشد که بعضی از برادران متعصب عشق آباد خواندند البته فقط تو ایران به این نام میخوانند. ضمنا پایتخت اشکانیان کجا بوده قابل توجه این شهر الان در ترکمنستان هستش. و در بین اسامی ترکمن هنوز نامهای ارشک و غیره… وجود دارد. واینکه ترکان قدیم همان ترکمن و ترکهای امروزی می باشند. که اکثر امپراطوری ایران در دست ترکان بودن سلجوق.خوارزم.تا صفویه افشاریه قاجاریه…. باشد ساسانیان و هخامنشیان مال شما. و زندیه هم به لرها وپهلوی هم مال شمالیا. اما الان هم دست ماست.آقا رو میگم که ترکه.پس الکی به خودت نچسبون.اول مطالعه کن بعد نظر بده تعصب رو بذار کنار.

    • به به از سخنان گوهر بار یک دزد تاریخ دیگه هم استفاده کردیم که اشکانیان مونده بود که ترک بشن که با سخنان شما اشکانیان ترک شدن …واقعا اگر دزد های تاریخ نبودند حیرون بودیم به چی بخندیم ووومرسی که موجبات شادی مارو فراهم کردین/

      • سلام. جاعلین قهار تاریخ، آریایی های متوهم هستند. در دوره پهلوی به خاطر ضدیت با قاجار، به دنبال این بودند که همه آثار ترک بودن سرزمین ایران را بزدایند. حتی رضا میرپنج آیریملو که اصالت ترکی دارد، فامیل پهلوی را برای خودش انتخاب کرد! از همین نمونه بگیر تا تغییر اسم هزاران شهر و آبادی و تحریف تاریخ و غیره.
        پرونده پان فارس ها در تحریف خیلی سنگین است. طبل های توخالی و متوهم هستند و به خاطر این توهمات این کشور هیچ موقع رنگ پیشرفت و توسعه را نخواهد دید.

    • اشک رئیس قبیله پرنی بوده و قبیله پرنی یه طایفه یا قبیله از اتحادیه قبایل داهه شامل پرنی ها ، زانتی ها(زندی ها) وپیسوری ها بوده که داهه ها نیز طبق سخن هرودوت در کتاب تاریخ هرودوت یکی از ده تا پانزده قبیله پارسی بودند همچنین مورخ دیگر یونانی به نام آریان هم داهه ها رو پارس میدونه اصلا خود داهه ها یا همون اشکانی هاهم خودشون رو هم نژاد پارس ها و از نسل شاهان هخامنشی میدونستند و داهیگ ها یا داهیک ها همون تاجیک های امروزی اند چون در زبان پارتی یا پهلوی به آخر بعضی اسم ها گ یا ک اضافه می‌کنند که داهی +ک=داهیک =تاجیک ،،بعدشم اصلا گیریم که عشق آباد در ترکمنستان در اصل اشک آباد بود و از ارشک رئیس اشکانی گرفته شده که اصلا عجیب نیست چون امروز همه میدونند که در گذشته داهه ها از تاجیکستان تا خود ترکمنستان زندگی میکردند در واقع داهه ها در ۲۵۰۰سال گذشته ساکنان اصلی تاجیکستان و ترکمنستان بودند تا آنکه حدود چند صد سال پیش اقوام ترکمن به آنجا مهاجرت کردند و زبان و فرهنگ ترکمنستان رو دگرگون کردند درحالی که بسیاری از تاجیک های ترکمنستان(همون بازمانده های پارسی اشکانیان) توسط مغول ها و چنگیز مورد حمله قرار گرفته بودند ،،،چرا وقتی میدونین یه چیزی رو بازهم در تلاشند تا بیشتر خودتون رو گول بزنید؟ آیا شما تا این حد ساده لوح هستید یا نکنه دیگران رو تا این حد ساده لوح و نا آگاه فرض میکنید؟!!آیا با تلاش برای واقعی جلوه دادن یک دروغ ( به عنوان مثال : دروغ ترک بودن همه موجودات زنده کره زمین) احساس نمیکنید ممکنه خدایی ناکرده باعث تحریف تاریخ بشر بشید؟!

  4. شما ترکها چه توهماتی دارید! در مورد زبان اشکانیان که مستندات داره هم افاضه فضل کنید،لابد اون زمان ترکها به زبان پهلوی صحبت میکردن!

  5. با سلام خدمت دوستان….
    بهتره این گونه بحث ها فقط با نظارت کارشناسان خبره تاریخ، و بدون تعصب بررسی بشه…
    هیچ قومی نسبت به دیگری برتری ندارد..
    ایران خانه همه ماست…
    با هر نژاد و قوم و قبیله ای که باشیم، در راه وطن جان نثاریم…

  6. عااالی…..در فرهنگ ایرانی
    قوم‌گرایی جایگاهی نداره چراکه ایران سرزمین بسیاری از اقوام اصیل تاریخ بشری هست ، خون و نژاد فقط بدن انسان رو میسازه ولی فرهنگ اندیشه‌ساز هست…پس به عنوان یک ایرانی میپذیریم که در هر کالبد انسانی، پیرو فرهنگ این گستره وسیع جغرافیایی و تاریخی ایران‌زمین از هند تا اروپا باشیم

  7. هیچ یک از مطالب مستند نیستند.
    و این یعنی روایت و داستان که غیر قابل قبول است.

  8. بحث ما سر برتری نژاد نیست اما واقعیت های تاریخی باید درست برسی شود. در بحث نژاد آریایی و ترک با یک سرچ ساده در اینترنت میتوانید به ویژگیهای دو نژاد پی ببرید. در بحث آذربایجان باید بدانید که زبان این مناطق ابتدا آذری بوده که همریشه پارسی میانه (پهلوی) است بوده که با سلطه طوایف آسیای مرکزی(مانند سلجوقیان و غزنویان و…) زبان این مناطق به ترکی تغییر کرد (تغییر زبان درباره کشور جمهوری آذربایجان و ترکیه نیز درست است آنها هم در اثر تسلط بیگانه زبانشان تغییر کرد) اما قومی آریایی تبارند . درباره اشکانیان بسیار روشن است که از نژاد آریایی و ایرانی تبار بوده اند به دلایل کاملا روشن مانند نام پادشاهان این شاهنشاهی مهرداد-تیرداد-گودرز-اردوان-خسرو-اشک و … که نامهای ایرانیند نه ترکی. دیگری نوشته های روی سکه ها که به زبان پهلوی بوده هر چند از زبان یونانی هم استفاده میکردند. دیگری چهره پادشاهان بر روی سکه های اشکانی را بررسی کنید میبینید چهره ای ایرانی دارند نه ترکی. در بحث مناطق ترکمنستان و آسیای مرکزی در زمان‌های پیش از اسلام (باستان) و اوایل اسلام، آسیای میانه ایرانی بود و اقوام ایرانی باختری‌ها، سغدی‌ها، خوارزمی‌ها، سکاها و داهان‌ها ساکن بودند و به زبان‌های ایرانی شرقی صحبت می‌کردند. پس از ضعیف شدن ایرانیان این سرزمینها عرصه تاخت و تاز اقوام ترک تبار که از نواحی چین و مغولستان بودند قرار گرفت و آسیای میانه به میهن اقوام ترک تبار مانند قزاق‌ها، ازبک‌ها، تاتارها، ترکمن‌ها، قرقیزها و اویغورها تبدیل شد. زبان‌های ترکی تا حد زیادی جای زبان‌های ایرانی را که در این منطقه صحبت می‌کردند، گرفتند.

    • چرت نگو خود دیاکونف میگوید ساسانیان آنقدر از اشکانیان کینه داشتند که خیلی از منابعش و بازماندگان را از بین بردند و خیلی چیزها که در دست داریم از زمان ساسانیان نوشته شده و برجای مانده است اونا ملاک نیستند یکی از منابع دست اول هم ژوستین است و آنها را تورانی معرفی میکند در مورد تغییر زبان هم عرض کنم که ترکان بالغ بر هزار سال بر ایران حکومت کردند ولی فقط ۳۰درصد کلمات ترکی در فارسی هست ولی عربها فقط دویست سال خورده بر ایران حکومت کردند ولی ۶۵درصد از لغات فارسی را در بر گرفته است دلیلش هم اینه که چیزی که در تاریخ زبان اقوام تغییر میدهد زبان دینی است که قبول میکنند مثل اکراینی ها و مجار ها یا تات ها که زبانشان ترکی بود ولی با پذیرفتن دین های دیگر زبانشان تغییر کرده ژنتیک ترک های آذربایجان خیلی با فارسها تفاوت دارد تو چطور نژاد ترکی را به فارسی ربط میدهی بچه جون ساقی ات را خریدارم خیلی…………….

  9. سلام
    بله ترکمنستان امروزی منطقه بومی اشکانی و پارت ها بوده و نام عشق آباد در واقع همون اشک آباده ولی اگه به تاریخ نگاه کنیم واضحه که در اون زمان اون منطقه هم جزعی از خاک ایران بوده و ترکمن های امروزی هم همون نوادگان اشکانی هستن با زبان ترکی
    زبان هیچوقت نمیتونه بحث نژاد رو عوض کنه

  10. شما یکجا اصالت ترکها روبیار ترکها بیشتر قبایل وحشی وبدون دولت مرکزی در شمال خزر در زیر سیبری از مغول گرفته تا اروپا هونها پراکنده بود بعضی هم نسبت قوم یاجوج و ماجوجرو به اونها میدن اخرین دسته یاجوج وماجوج که کوروش اجازه داد تا از سد عبور کنن جالب تر این هست که در احادیث هم اومده بعد از ظهور تا آخر دنیا دیگه نخواهند توانست حکومت تشکیل بدن در هر حال همه ما در صورت دادن ازمایش ژنتیک نژاد خالص نیستیم فقط میتونیم بگیم حدودا ترک یا حدودا فارس هستیم در ضمن خط ترکی کدوم خط هست انگلیسی یا فارسی یا عربی

  11. جالبه!چون وقتی شما خودت رو از نژاد،زبان و مذهب خاصی میدونی، عقل و اختیار رو که بزرگترین داشته های بشریست زیر سئوال می بری چه اینکه در انتخاب اونها هیچ نقشی نداشتی و جالبتر اینکه بیشتر جنگهای دنیا بر سر این سه تا بوده!در حالیکه هر سه متغیر های جوامع بشری اند.مثلا طبق کلیه تواریخ معاثر اکثر مناطق غربی ایران طی دویست سال اخیر وباهجمه عثمانی و حکومت غاجارها زبان ترکی را انتخاب نموده اند.در مورد نژاد هم می دانیم هر انسانی ترکیبی از ژنهای نژادهاییست که در سرزمینش زیسته اند، حتی ما ژنهایی از ناندرتالها داریم.
    اما اشکانیان از نژاد سکاها و ساکن ترکمنستان امروز بودندولی زمان گستره حکومت هخامنشیان مردمی وحشی و مهاجم به حساب می آمدندکه مسلما از خط و زبان پارسیان استفاده می کردندو بعد ها با حملات اولیه مغول ترکمنها را تشکیل دادند.
    ودر اخر اینکه نژاد ترک شاید بسیار قدیمی باشد ولی هرگز تمدن ساز نبوده اند یک دلیل اینکه کتابت خاصی ندارند مثلادر زمان عثمانی از کتابت فارسی و امروزه از لاتین بهره می برند.

  12. مورخین ؟ میشه اسم یکیشون رو یکی حتما زهتاب نوکر صدام یا مقدم مراغه ای قاجار که دروغ نامه ای برای رسوندن نسب قاجار به اشکانیان جعل کرد ، زبان پهلوی همان زبان پارتی اشکانی است ، سکه ها و کتیبه های پارسی پهلوی اشکانی موجود است . کدوم مورخ احمقی آبروی خودش رو می‌بره و پارتیان اشکانی که زبان پهلوی رو بکار میبردن ترک بخونه ؟

  13. با سلام خدمت دوستان ما همه در ایران برادریم اما در مورد اشکانیان رو با هون ها اشتباه نگیریم و هون ها رو با هیتی ها اشتباه نگیریم درسته الان بعضی کشورهای جهان دنبال پیرو میگردن و خودشون رو از ترکیه به آذربایجان و به شرق میچسبونن در حالی که اصلا هیچگونه پیشینه تاریخی با هم ندارن

  14. داهه ها یا داهیک ها: داهیک ها همان اجداد تاجیک های امروزی هستند (زیرا به مرور زمان د به ت و همچنین ه به ج تبدیل شده است) و داهیک=تاجیک هست که اصل کلمه از دهستان(دهکده) یا دهگان و دهقان(کشاورز) هست البته از انها به نام های دیگری چون داهه ها و دهه ها و دایی و دائی یاد شده است اما نباید انها را با دان ها و دانی ها یا دانو ها اشتباه گرفت که دانو با داهه ها تفاوت دارند ، قبایل ایرانی دیگر نیز 《 مانند هخامنشی ها یا قبیله پاسارگاد》 داهه ها را دایی 《و شاید هم احتمالا تاجی》 می نامیدند ………… آریان مورخ یونانی (۱۹۰۰سال پیش) میگوید اشکانیان(داهیک ها و پارتی ها) از فرزندان اردشیر هخامنشی(ارتخشتر) هستند و از آنجا که منظور آریان از اشکانیان ، بنیان گذاران اشکانیان یعنی داهیک ها بوده است پس از نظر آریان داهیک ها یا دودمان اشکانی از نسل هخامنشان یا حداقل از نژاد پارسی بوده اند و از آنجا که خود اشکانیان نیز خود را از نسل هخامنشیان و اینگونه خود را از نژاد پارسی می دانستند که هم سو با نظر همه مورخان کهن و معتبر 《مثل هرودوت(پدر علم تاریخ) ، آریان و….》هست پس این سخن اشکانی ها که پارسی هستند دروغ یا جعل انساب نیست هرچند که در تاریخ بعضی دودمان های دیگر در تاریخ دروغ و جعل انساب هم دیده می شود اما این مورد برای اشکانی ها اتفاق نیفتاده است》……………..هرودوت نیز داهه ها را یکی از طوایف پارسی میداند و میگوید اما داهه های پارسی زبانشان پارسی نیست و ترکیبی از زبان ماد ها و سکا ها هست 《 زیرا داهیک های پارسی در کنار ماد ها و سکاها زندگی میکردند پس زبان انها تحت تاثیر همسایگانشان قرار گرفته است 》البته امروزه تاجیک ها(داهیک ها) فارسی زبان هستند《زبان ماد ها و پارس ها و حتی سکاها شبیه یکدیگر بوده است به طوری که مادی ها و پارسی ها شبیه لهجه های یک زبان و سکایی نسبت به آنها شبیه یک گویش از همان زبان بوده است ، داریوش میگوید زبانی که او حرف میزند (زبان پارسی) همان زبان آریایی هست》………… … ………..استرابون میگوید داهی ها (تاجی ها) در خوارزم زندگی میکردند و سپس به گرگان آمدند و در آنجا ساکن شدند اما در جای دیگر میگوید بین دربیک ها و هیرکانیه(گرگان) ساکن هستند《دربیک ها یا دروپیک ها در آسیای میانه ،گیلان ، جرجان یا گرگان ، در کنار داهه ها و همچنین در پارس زندگی میکردند》نکته مهم آن هست که به گفته کتزیاس نیز هیرکانیه محل سکونت دربیک ها بوده است و اگر تناقض های سخنان استرابون《یک: داهی ها بین دربیک ها و هیرکانی هستند ، دو:داهی ها در هیرکانی یا گرگان هستند 》و سخن کتزیاس 《 دروپیک ها در گرگان (هیرکانی)هستند》را در نظر بگیریم میفهمیم که منظور استرابون این بوده است که داهه ها در بین مردم دروپیک و در سرزمین هیرکانیه زندگی می کنند و از این جا مشخص می شود که شاید آنچه که به نام هیرکانی ها می شناسیم در واقع همان دروپیک ها هستند و شاید دروپیک ها همان هیرکانی ها(گرگانی ها) هستند به عبارت دیگر دروپیک های پارسی در سرزمینی به نام هیرکانی زندگی میکردند و هیرکان نام مکان زندگی دروپیک ها بوده است که دروپیک به معنی آشیانه عقاب هست همچنین هیرکان هم به معنی عقاب ها یا خانه عقاب ها هست (هیر یا همان ایر یا آر= عقاب ، کان یا گان یا خان یا هان= خانه یا علامت جمع ) اما به طور کلی داهه ها بین رود جیحون تا دریای خزر شامل ترکمنستان و تاجیکستان و ….ساکن بودند و احتمالا عده ای از داهه ها نیز در گرگان بوده اند اما دروپیک ها علاوه بر هیرکانی (گرگان) همچنین در گیلان اطراف غار درفک و همچنین کوه دُرفَک(دُلفک)《دُرفک به معنی آشیانه عقاب هست که از نام قبیله درو(دُر)پیک(فک)یا دروپیک پارسی به معنای آشیانه عقاب گرفته شده است همچنین هیرکان نیز به معنی عقاب ها یا خانه عقاب هست زیرا از هیر (هیر یا ایر یا آر در زبان سنسکریت= عقاب ) + کان (کان یا خان یا گان یا هان در زبان سنسکریت= خانه یا علامت جمع ) هست 》و همچنین احتمالا در آسیای میانه و پارس ساکن بودند ، کتزیاس (۲۴۵۰سال پیش) نیز میگوید دربیک ها در شمال ایران در جرجان (گرگان یا همان هیرکان) زندگی می کنند《در منابع یونانی قبل از ۲۰۰۰سال پیش مانند هرودوت و آریان که از نژاد دربیک ها و داهه ها گفته اند داهیک ها و دروپیک ها دو قبیله پارسی بوده اند و در این منابع کهن داهه ها از قبایل سکایی نیستند اما بعد ها بعضی مورخان بخاطر بد فهمی تاریخ و اینکه داهه های پارسی در همسایگی بعضی از سکاها می‌زیستند دچار اشتباه شده اند همچنین محققانی که درباره آداب و رسوم هیرکان ها تحقیق کرده اند گفته اند آنها دارای رسوم آریایی بوده اند و هیرکان ها جزو اولین اقوامی بودند که با پارس ها برای نبرد با ماد ها متحد شدند و البته همه منابع کهن و معتبر دربیک ها و داهی ها را پارسی میداند ، باید توجه داشت مورخان بزرگی که در همان دوره های وجود این قبایل زندگی میکردند آشکارا میگویند دربیک ها و داهه ها جزو طوایف پارسی هستند مثل هرودوت و آریان ، که هرچه منبع تاریخی به آن تاریخ نزدیک تر و کهن تر باشد معتبر تر هست و این نشان می‌دهد اینکه اشکانیان (داهیک ها)خود را از پارس ها و هخامنشی ها می شمردند دارای حداقل یک پشتوانه نژادی بوده است و واقعیت را می گفته اند همانطور که حتی تاجیک های امروز نیز خود را پارسی میدانند》……………. داهه ها پس از جنگ هخامنشی ها و اسکندر کاملا از هم متلاشی شدند زیرا وفادارانه از داریوش سوم حمایت کردند بعد ها در حدود سال ۱۵۵ میلادی آنچه از قبیله رئیس داهه ها 《ارَشک یا آرشاه ، زیرا آر +شک هست و شک یا شاک یا شاخ = شاه هست》 یعنی پارنی مانده بود با دیگر بازماندگان داهه یعنی دو قبیله پیسوری و زانتی اتحادیه داهه و سپس در اتحاد با قبایل پارتی اشکانیان را بنیاد نهادند. معنی کلمه داهه ؛ داهه از دِه و دِهِستان هست همچنین به معنای دَهه یا ده ها یعنی عدد ده نیز می باشد شاید نشانه ده طایفه یا ده روستا یا شاید هم از دهگان یا دهقان به معنی کشاورز و ملاک باشد

  15. نژاد داهی ها《تاجی یا تاجه》 یا داهه ها یا داهیک ها(در زبان پارسی باستانرسم بوده به انتهای بعضی نام ها که یا گ اضافه کنند): داهیک ها همان اجداد تاجیک های امروزی هستند (زیرا به مرور زمان د به ت و همچنین ه به ج تبدیل شده است که چنین تبدیل هایی کاملا طبیعی هست مثل کلمه کسپین که قزوین شده است یا هیرکان که جرجان و سپس گرگان شده است و …) و داهیک=تاجیک هست البته از انها به نام های دیگری چون داهه ها و دهه ها و دایی و دائی یاد شده است اما نباید انها را با دان ها و دانی ها یا دانو ها اشتباه گرفت که دانو با داهه ها تفاوت دارند ، قبایل ایرانی دیگر نیز 《 مانند هخامنشی ها یا قبیله پاسارگاد》 داهه ها را دایی 《و شاید هم احتمالا تاجی》 می نامیدند …………………. آریان مورخ یونانی (۱۹۰۰سال پیش) میگوید اشکانیان(داهیک ها و پارتی ها) از فرزندان اردشیر هخامنشی(ارتخشتر) هستند و از آنجا که منظور آریان از اشکانیان ، بنیان گذاران سلسله اشکانیان یعنی داهیک ها بوده است پس از نظر آریان داهیک ها یا دودمان اشکانی از نسل هخامنشان یا حداقل از نژاد پارسی بوده اند و از آنجا که خود اشکانیان نیز خود را از نسل هخامنشیان و اینگونه خود را از نژاد پارسی می دانستند که هم سو با نظر همه مورخان کهن و معتبر 《مثل هرودوت(پدر علم تاریخ) ، آریان و….》هست پس این سخن اشکانی ها که پارسی هستند دروغ یا جعل انساب نیست (هرچند که در تاریخ بعضی دودمان های دیگر در تاریخ دروغ و جعل انساب هم دیده می شود اما این مورد برای اشکانی ها اتفاق نیفتاده است》……………..هرودوت نیز داهه ها را یکی از طوایف پارسی میداند و میگوید اما زبان داهه های پارسی ترکیبی از زبان ماد ها و سکا ها هست 《 زیرا داهیک های پارسی در کنار ماد ها و سکاها زندگی میکردند پس زبان انها تحت تاثیر همسایگانشان قرار گرفته است 》البته امروزه تاجیک ها(داهیک ها) فارسی زبان هستند《زبان ماد ها و پارس ها و حتی سکاها شبیه یکدیگر بوده است به طوری که مادی ها و پارسی ها شبیه لهجه های یک زبان و سکایی نسبت به آنها شبیه یک گویش از همان زبان بوده است ، داریوش میگوید زبانی که او حرف میزند (زبان پارسی) همان زبان آریایی هست》……………….استرابون میگوید داهی ها (تاجی ها) در خوارزم زندگی میکردند و سپس به گرگان آمدند و در آنجا ساکن شدند اما در جای دیگر میگوید بین دروپیک ها (دربیک ها) و هیرکانیه(گرگان) ساکن هستند《دربیک ها یا دروپیک ها در آسیای میانه ،گیلان ، جرجان یا گرگان ، در کنار داهه ها و همچنین در پارس زندگی میکردند》نکته مهم آن هست که به گفته کتزیاس نیز هیرکانیه محل سکونت دربیک ها بوده است و اگر تناقض های سخنان استرابون《یک: داهی ها بین دربیک ها و هیرکانی هستند ، دو:داهی ها در هیرکانی یا گرگان هستند 》و سخن کتزیاس 《 دروپیک ها در گرگان (هیرکانی)هستند》را در نظر بگیریم میفهمیم که منظور استرابون این بوده است که داهه ها در بین مردم دروپیک و در سرزمین هیرکانیه زندگی می کنند و از این جا مشخص می شود که شاید آنچه که به نام هیرکانی ها می شناسیم در واقع همان دروپیک ها هستند و شاید دروپیک ها همان هیرکانی ها(گرگانی ها) هستند به عبارت دیگر دروپیک های پارسی در سرزمینی به نام هیرکانی زندگی میکردند و هیرکان نام مکان زندگی دروپیک ها بوده است که دروپیک به معنی آشیانه عقاب هست همچنین هیرکان هم به معنی عقاب ها یا خانه عقاب ها هست (هیر یا همان ایر یا آر= عقاب ، کان یا گان یا خان یا هان= خانه یا علامت جمع ) اما به طور کلی داهه ها بین رود جیحون تا دریای خزر شامل ترکمنستان و تاجیکستان و ….ساکن بودند و احتمالا عده ای از داهه ها نیز در گرگان بوده اند اما دروپیک ها علاوه بر هیرکانی (گرگان) همچنین در گیلان اطراف غار درفک و همچنین کوه دُرفَک (دُرفَک=دُلفَک یا دالفَک یا دَلفَک یا دِلفَک یا دَلَفک یا ….)《دُرفک به معنی آشیانه عقاب هست که از نام قبیله درو(دُر)پیک(فک)یا دروپیک پارسی به معنای آشیانه عقاب گرفته شده است》《همچنین هیرکان نیز به معنی عقاب ها یا خانه عقاب هست زیرا از هیر (هیر یا ایر یا آر در زبان سنسکریت= عقاب ) + کان (کان یا خان یا گان یا هان در زبان سنسکریت= خانه یا علامت جمع ) هست》که همچنین احتمالا در آسیای میانه و پارس ساکن بودند ، کتزیاس (۲۴۵۰سال پیش) نیز میگوید دربیک ها در شمال ایران در جرجان (گرگان یا همان هیرکان) زندگی می کنند《در همه منابع یونانی قبل از ۲۰۰۰سال پیش مانند هرودوت و آریان که از نژاد دربیک ها و داهه ها گفته اند داهیک ها و دروپیک ها دو قبیله پارسی بوده اند و در این منابع کهن داهه ها از قبایل سکایی نیستند اما بعد ها بعضی مورخان بخاطر بد فهمی تاریخ و اینکه داهه های پارسی در همسایگی بعضی از سکاها می‌زیستند دچار اشتباه شده اند همچنین محققانی که درباره آداب و رسوم هیرکان ها تحقیق کرده اند گفته اند آنها دارای رسوم آریایی بوده اند و هیرکان ها جزو اولین اقوامی بودند که با پارس ها برای نبرد با ماد ها متحد شدند و البته همه منابع کهن و معتبر دربیک ها و داهی ها را پارسی میداند ، باید توجه داشت مورخان بزرگی که در همان دوره های وجود این قبایل زندگی میکردند آشکارا میگویند دربیک ها و داهه ها جزو طوایف پارسی هستند مثل هرودوت و آریان ، که هرچه منبع تاریخی به آن تاریخ نزدیک تر و کهن تر باشد معتبر تر هست و این نشان می‌دهد اینکه اشکانیان (داهیک ها)خود را از پارس ها و هخامنشی ها می شمردند دارای حداقل یک پشتوانه نژادی بوده است و واقعیت را می گفته اند همانطور که حتی تاجیک های امروز نیز خود را پارسی میدانند》…………. داهه ها پس از جنگ هخامنشی ها و اسکندر کاملا از هم متلاشی شدند زیرا وفادارانه از داریوش سوم حمایت کردند بعد ها در حدود سال ۱۵۵ میلادی آنچه از قبیله رئیس داهه ها 《ارَشک یا آرشاه ، زیرا آر +شک هست و شک یا شاک یا شاخ = شاه هست 》مانده بود با دیگر بازماندگان داهه یعنی دو قبیله پیسوری و زانتی اتحادیه داهه و سپس در اتحاد با قبایل پارتی اشکانیان را بنیاد نهادند. معنی کلمه داهه ؛ داهه از دِه و دِهِستان هست همچنین به معنای دَهه یا ده ها یعنی عدد ده نیز می باشد شاید نشانه ده طایفه یا ده روستا یا شاید هم از دهگان یا دهقان به معنی کشاورز و ملاک باشد

  16. کافی است به نام و تعداد های قبایل پارس که در کتاب هرودوت نوشته شده نگاه کنیم که نام داهه ها در آنجا هست به عنوان یک قبیله چادر نشین پارسی که احتمالا از چندین طایفه تشکیل شده است که این طوایف بعدها اتحادیه داهه را تشکیل دادند در واقع پارسی ها طبق نظر هرودوت دست کم چهار طایفه چادر نشین داشتند شامل مرد ها (همان آمارد ها در امو دریا و مرو و آمل و مارلیک ) و دروپیک ها (همان در بیک ها در گرگان و کوه درفک در گیلان) و ساگروتی ها(همان ساکنان زاگروس یا شاید هم بعضی لر ها) و بالاخره داهه ها یا داهی ها(همان تاجی ها یا تاجیک های تاجیکستان امروزی که در گذشته در سرتاسر آسیای میانه فرمانروائی داشتند از رود جیحون تا خزر اما امروزه فقط ساکن تاجیکستان و بخش هایی از افغانستان هستند و تاجه =داهه هست زیرا در زبان های آریایی تبدیل د به ت و همچنین ه به ج بسیار رخ میدهد و طبیعی هست مثل تبدیل ماه به ماج در این بیت شاهنامه: چو تو شاه ننشست برتخت عاج
    فروغ از تو گیرد همه مهر و ماج .
    فردوسی 《شاهنامه چ بروخیم ص ۱۴۰۷》)
    آریان مورخ یونانی میگویند بزرگان اشکانی از نسل ارتخشتر پادشاه هخامنشی هستند (منظور اردشیر هخامنشی هست) و خود شاهان اشکانی خود را از نسل هخامنشیان و نژاد هخامنشی (هخامنشی ها پارسی بودند) می دانستند و در این رابطه اسنادی معتبر هم وجود دارد بنابراین داهی ها یا تاجی ها یا داهیک ها یا تاجیک ها از نژاد پارسی بودند (در زبان پارتی به انتهای بعضی نام ها ک میگذاشتند مثلا به پارسی پارسیک هم می گفتند امروزه هم در بعضی زبان های آریایی چنین تبدیلی هنوز وجود دارد) ،، ادوین نوریس زبان شناس و مردم شناس انگلیسی میگوید داهی ها و آمارد ها مردمی هم تیره و هم زبان و از یک ریشه بوده اند و همانطور که گفتم طبق سخنان هرودوت آمارد های شمال ایران و همچنین دروپیک های شمال ایران (به گفته کتزیاس دروپیک ها در جرجان یا گرگان یا همان هیرکانی زندگی می کردند) و داهیک های تاجیکستان
    (در گذشته این قبیله دارای طوایف بسیاری در سراسر آسیای میانه بود که از رود جیحون و تاجیکستان تا دریای خزر و ترکمنستان زندگی میکردند اما به دلیل وفاداری بیش از حد از هخامنشی ها و پشتیبانی از داریوش سوم و شرکت گسترده انها در نبرد داریوش سوم با اسکندر پس از شکست داریوش سوم از اسکندر همه طوایف یا قبایل داهی توسط اسکندر تارومار شدند و تنها سه طایفه پرنی (پر نفوذ ترین که رئیس آن آرشاک یا آرشک نام داشت که بعد ها سلسله آرشاهیان یا ارشاکانیان یا اشکانیان را ایجاد کرد که امروزه او و سلسله اش را به ترتیب اشک و اشکانی مینامیم در واقع ارشک یا آرشاک+ انییان هست یا آرَشکانیان یا همان اشکانیان همچنین مثل کی + انییان = کیانییان یا همان کیانیان یا ساسان + انییان = ساساننییان یا همان ساسانیان که انیان یک نوع نشانه بزرگی و یا جمع در فارسی هست )

  17. عجب! سکاها و ترک ها با هم دشمنی و جنگ داشتند اما شما ها اومدی میگی ترک بودن خخخخخ نه عزیز نبودن پس الکی گول چهارتا مورخ جعلساز و تازه به دوران رسیده و مغرض رو نخور ،،،این حرف ها خودسر حرف باشه، سکاها با ژرمن ها در اروپا متحد شدند و سالها با ترک ها جنگیدن و حتی آتیلا توسط سکاها و ژرمن ها کشته شد
    زبان سکاها هم امروز کتیبه ها و …پیدا شده که ختنی و ایرانی بوده …پس به این چیزا دلت رو خوش نکن سعی نکن تاریخ نژاد های دیگه رو تحریف کنی شما ترک ها سلجوقیان و خوارزمشاهیان و غزنویان و امپراتوری مغول و قاجار رو ول کردی امپراتوری گوگ ترک ها رو ول کردی گیر دادی به چند تا قبیله و حکومت سکاها و آریایی ها که همه میدونند آریایی و ایرانی بودند شایدم حسودی میکنی….سکا ها آریایی و سفید پوست بودند و این وصله ترک بودن با هیچ نوع چسبی بهشون نمی‌چسبد پس الکی خودتونو خسته نکنین که از این سوراخ براتون تاریخی ساخته نمیشه

  18. اشکانی ها از پرنیها و پرنی ها یکی از سه قبیله داهه ها (زانتی ، پیسوری ،پرنی)و داهه ها طبق سخن هرودوت مورخ یونانی در کتاب تاریخ هرودوت یکی از ده قبیله پارسی ها و جزو قبایل چادر نشین پارسی بودند همچنین آریان مورخ یونانی نیز اشکانی ها را از پارسی ها و از فرزندان اردشیر هخامنشی (ارتخشتر هخامنشی)میداند همچنین خود شاهان اشکانی نیز خود را از نژاد پارسی و از بازماندگان شاهان هخامنشی می دانستند نکته ای که هست این هست که پارسی ها شامل:۱٫ آمارد ها در گیلان و مازندران و آمو دریا و مرو و همچنین در فاصله فارس تا شوش ۲٫دروپیک ها در گرگان(هیرکانی یا جرجان) و گیلان ۳. داهه ها :در تاجیکستان تا ترکمنستان و ازبکستان و گرگان ۴.ساگروت ها:در زاگروس شامل لرستان تا بختیاری ۵.پاسارگاد ها:در فارس ۶٫گرمن ها:در کرمان ۷٫دروسی ها(جنگلی ها):احتمالا در گیلان و جاهای دیگر۸٫پانتالی ها(شاید ساکنان سواحل خلیج فارس)۹٫ماسپ ها۱۰.مرفه ها بودند در واقع داهه ها که به دایی یا داهیک هم معروف بودند و هخامنشی ها به انها دایی یا شاید هم تاجی می گفتند همان تاجیک های امروزی هستند و داهیک =تاجیک هست که تبدیل دبه ت و همچنین به ج طبیعی هست همچنین در زبان پهلوی به انتهای بعضی اسم ها ک یا گ می گذاشتند بنابراین احتمالا پارتی ها یا همان پهلُوان به داهه ها داهیک یا تاجیک می گفتند که اتحادیه داهه به فرماندهی سردار آرشک که رئیس همه داهه ها و پیشوای طایفه پرنی بود جنگی را با یونانی ها شروع کرد بنابراین پارت ها که شامل قبایل:۱. اسپهبد پهلُو در مازندران و گرگان ۲٫قبیله پارتی سورن پهلو در سیستان وجنوب خراسان ۳٫و احتمالا قبایل پارتی دیگر در خراسان و دیگر بخش ها و شاید مهرانی ها و کارنی ها بودند به گروه مخالفان یونانی ها پیوستند سرانجام اتحادیه داهه به کمک خاندان های قدرتمند و جنگجوی پارتی و به فرماندهی آرشک یا آرشاک توانست یونانی ها را از ایران بیرون کند پس از آن پیشوای قبیله پارتی سورن تاج گذاری برای کل امپراتوری را برای آرشاک که یک پارسی از قبیله پرنی بود انجام داد نکته مهم آن هست که همه مورخان باستانی داهه ها و اشکانی ها را آشکارا از قبایل پارسی میدانند مثل هرودوت و آریان و خود اشکانیان نیز خود را پارسی و حتی از نژاد هخامنشی ها میخوانند نکته دیگر این که هرودوت در کتابش داهه ها را پارسی میداند و در عین حال در کتابش میگوید که اما زبان داهه ها که یک قبیله از ده قبیله پارسی هستند زبانشان نیمه مادی و نیمه سکایی هست که این زبان طبیعی هست زیرا داهه ها سالها در نزدیکی قبایل ماد زبان و سکایی زندگی کرده اند اما باید دانست داهه ها پارسی هستند و سکایی نیستند و تاجیک های امروزی هم خود را پارسی میدانند و نه چیز دیگر و زبانشان هم پارسی هست البته باید دانست که ماد ها و سکاها و پارت ها و پارس ها همه آریایی بودند و زبانشان بسیار شبیه بوده هست آریان مورخ یونانی بین پارس ها و پارت ها تفاوتی نمیدانست

    • اشک یا اشک لار که پارسیان آنان را اشکانیان خطاب کردند جزو ترکان سکا هستند و اجداد ترکمنان اغوز که شهر اشک آباد در عربی به عشق آباد تلفظ می‌شود مرکز ترکمنستان می‌باشد و ترکان سکا یا اسکیت به اشکانیان اجداد ترکمنان اغوز و کوشادیان به اجداد تورکان اورلاک (ازبک‌ها) و ترکان قیپچاق (قرقیزستان و قزاقستان ) هستند . که اقوام پارسی تاجیک‌ها هیچ رده ژنتیکی با اقوام ندارند . نوه های اشکانیان یعنی ترکمنان اغوز با ۲۴ قبیله بعد از فتح ایران توسط مسلمانان با شکست خلفای عباسی ۱۰۰۰ سال بر تمامی بلاد اسلام و اروپا و آفریقا حکومت کردند
      غزنویان – سلجوقیان از قبیله قنیق ترکمنان -خوارزمشاهیان قبیله بیگدلی ترکمنان-صفویان از قبیله ییوا ترکمنان – قره قویونها از قبیله ییوا ترکمنان – اق قویونها از قبیله بایندر -چوپانیان از قبیله چپنلر ترکمنان – امپراطوری عثمانی ترکیه از قبیله قایی ترکمنان – افشاریان از قبیله افشار ترکمنان – قاجارها از قبیله بیات ترکمنان – لازم به توضیح می‌باشد حکومت‌های پارسی سامانیان و صفاریان بصورت منطقه بوده و بمدت چند سال که اصلا قابل قیاس با حکومت‌های ترکمنان که به وسعت چند کشوری بوده نیست بطور مثال حکومت سلجوقیان به وسعت ۲۰ کشور امروزی می‌باشد.در این ۱۰۰۰ سال حکومت ترکمنان در منطقه اوراسیا و خاورمیانه امروزی که نوه های اشکانیان میباشند زبان رسمی مردمان فلات ایران ترکی بود و فارسی زبان شعر و شاعری و عربی زبان دینی که متاسفانه از زمان پهلوی به بعد به این شیوه درآمده است نفوس ترکمنان شهرهای شیراز و اصفهان و کرمان و خوزستان بیشتر از اذربایجان بوده چون پایتخت سلجوقیان و صفویان و تجمع قزلباشان در آنجا بوده که در ۱۵۰ سال اخیر از زبان مادری ترک فاصله گرفته و برطرف زبان شهر و شاعری پارسی رفته و با تجویز انگلیسی ها و حکومت پهلوی بدلیل ترس اروپا از ترک‌ها ، زبان و نژاد اصلی خود را ول کرده و خود را فرزند کوروش جعلی میدانند که نسلشان با حمله یونانیان تز بین رفته و بقیه پارسیان از ترس اسکندر به افغانستان و هندوستان فرارکردند. بنا به اسناد باستانشناسی مادها از نظر ژنتیکی و ربانشناسی هیچ نقطه مشترکی با قوم پارس ندارند بطوریکه تمامی قبایل اتحادیه مادها اهم از ماننا ها و گوتی ها و لولوبی ها و ایشغورها هورانی ها ایلامی ها و حتی کاسی ها که اجداد لرهای بزرگ هستند زبانانشان التصاقی بوده و جدا شده از قبایل ترکان غربی ترکهای هون و خزرها و آرانها می‌باشد. که همین ترکهای هون و خزرها و ارانها نزدیک ۵۰ درصد مردمان اروپایی فلاند و مجارستان و بلغار و مقدونیه و آلبانی و المان شرقی و فرانسه را تشکیل دادند ..

  19. ایران باستان

    سلام دوستان،لطفا تحقیق کنید:
    در زمان هخامنشیان،معمولا شاهان ایالت های ایرانی را از ناحیه پارس و خاندانهای پارسی (هخامنشی) در همه مناطق ایران میگذاشتن،بخاطر شورش و مسائل سیاسی.یعنی در هر ساتراپی یکی از اقوام هخامنشی نماینده بوده،در زمان حمله یونانی ها وسقوط ایران،تقریبا ۷۰ سال ایران در دست یونانی ها بوده،بعد یکی از همو خاندانهای پارسی بنام اشک که خودشو نوادگان اردشیر دوم هخامنشی میدونه،(که تو سکه ها و سفالهای بدست اومده کاملا مشخصه وهمه باستان شناسا موافق علمی هستند که پارسی اند،نه پارتی) میاد انقلاب میکنه و اعلام شاهی میکنه،فقط بخاطر اینکه تو منطقه پارت نشین این حرکت رو میزنه سوتفاهم پیش اومده که اشکانیان پارتی هستند یا مثلا ترکمن(مسخرس واقعا)/…در ضمن خود پادشاهان اشکانی چرا میگن ما از هخامنشیانیم مگه شاهنشاه نبوده اخه از کسی میترسیده،چرا نگفت پارتم؟ یا نگفت تورکم؟//

  20. یکی از منابع دست اول و مهم از اشکانیان ژوستین هست که اینطور مینویسد
    {اشکانیان قومی از سکاها بودند که از منطقه شان اخراج شدند و به ناحیه ترکمنستان امروزی آمدند کلمه پارتی از آپاردی متشکل شده است که در ترکی بمعنی رفتن ،راندن است}لازم به ذکر است که د در ترکی خیلی از مواقع به ت یا بالعکس با توجه به شباهت آوایی شان تبدیل میشوند یا یک منبع است که اسمش از یادم رفته مینویسد خسرو که حاکم آذربایجان و ارمنستان بود با متحد کردن ارمنی ها هونها و دیگر قبایل ترک به خونخواهی از اشکانیان به پا می خیزد و میگیوید ما میخواهیم اشخاصی از زبان و نژاد خودمان شاه بشود نه از نژاد و زبان بیگانه و انوشیروان را شکست میدهد ولی چون باقی ماندگان اشکانی ازش حمایت نمیکنند به ولایت آذربایجان بر میگردد الان هم اسناد زیادی بر تورک بودن اشکانیان هست یک چیزی که میتوانیم در تورک بودن اشکانیان بهش تکیه کنیم پرچم اشکانیان هست که در وسطش خورشید هست ماه خورشید ستاره سه تا از اجسامی بودند که ترکان قدیم میپرستیدند الان هم در پرچم ژاپن،و تمام کشورهای ترک حداقل یکی از این سه اجسام هست لازم به ذکر است که ژاپنی ها نژادشان آمیخته از مغولان و اندونزی هاست و این باور از مغول ها به ایشان منتقل شده است در پرچم تیموریان ایلخانان و دیگر قبایل تورک میتوانیم این خورشید را ببینیم ولی هیجکدام از کشورهای فارسی زبان یا جکومت های ی فارس چیزی مشابه این را نداریم در مورد جنگ سکائیان و اشکانیان هم که دوستان فرمودند دلیلش این بود که اشکانیان سکا ها را به جنگ دعوت میکنند ولی زمانیکه سکاها میرسند می بینند جنگ تموم شده و بر سر غنائم شورش میکنند

  21. برای اینکه بفهمیم اشکانیان چه کسانی بودند باید بیشتر به زبان و فرهنگ و اسامی که اشکانیان داشتن و امروزه آن زبان و فرهنگ و اسامی نام‌ها بیشتر دربین کدام یک از اقوام جغرافیای ایران بیشتر به چشم می‌خورد، باید نگاه کرد. همانطور که میدانید اشکانیان به زبان پهلوی سخن میگفتن و اگر بخواهیم ببینیم زبان پهلوی در بین گویش های ایرانی بیشترین شباهت را به کدام گویش و زبان مردمان جغرافیای ایران دارد، بدون شک آن زبان بلوچی امروزیست که نود درصد زبان مردم بلوچ همان زبان پهلوی باستان هست و اگر امروز کسی بخواهد با زبان پهلوی در مقابل یک بلوچ سخن بگوید و بعد بپرسد این چه زبانی هست بدون شک می‌گوید این زبان ماست و بلوچی هست تاجاییکه در زبان بلوچی همچنان در آخر اکثر واژه ها (اوک-اُک_اک) استفاده میشه. و اگر بحث پوشش و فرهنگ را بخواهیم مقایسه کنیم، فرهنگ حکومتهای ملوک الطوایفی که ابداعی اشکانی بود، تا اواخر قرن نوزده میلادی این نوع حکومت داری در بلوچستان همچنان بر سر کار بودند و همچنین لباس مردمان اشکانی متشکل از پیراهنی بلند و دامن دار با شلواری بلند و گشاد و بسیار پرچین که این نوع لباس هم امروزه لباس رایج مردمان بلوچ هست و بغیر از بلوچ ها هیچ قومی این نوع پوشش را امروزه برتن ندارد(پیراهن بلند و دامن دار با شلوار گشاد و چین دار). همچنین اگر اسامی را مدنظر قرار دهیم اسامی پنج شاه اشکانی (بلاش-بلاچ_بالاچ_بلوچ) خود گواه بر این مدعاست که پنج شاه اشکانی به اسم بالاچ (اسم پرنفوذ و بسیار قدیمی در بلوچستان) که همواره این نام در بلوچستان مورد استفاده فراوان هست. و موضوع آخر هم درمورد حکومت اشکانیان دره سند که به اشکانیان هند معروف هستن می‌توان نام برد و اگر بخواهیم روی نقشه به قلمروی آنها نگاهی بیاندازیم می بینیم وسعت قلمروی آنها از کرانه های رود سند شروع و سرتاسر بلوچستان پاکستان تا انتهای بلوچستان ایران را دربر می‌گیرد که ما بلوچ ها معتقدیم که این سرزمین، سرزمین اولیه اشکانیان بوده و قیام برعلیه یونانیان را از همین منطقه و یا بهتره بگم منطقه توران قدیم و یا خضدار امروزی (شهری باستانی در مرکز بلوچستان پاکستان) شروع کردند و کم کم این امپراتوری عظیم را تا ارمنستان و ترکیه امروزی گسترش دادند و بعد از پنج قرن حکومت و با روی کار آمدن ساسانیان زردشتی، اشکانیان دوباره به سرزمین های مادری خود یعنی گِدروشیا یا همان گِدروچ (سرزمین خورشید) عقب نشینی کردند و در سرزمین های خود دوباره ساکن شدند

  22. م ل اراکی آلمان

    ترکان سلجوقی مستقردر آناتولی دچار یک بحران هویت تاریخی هستند. این بحران هویت مخصوص چند دهه اخیر نیست بلکه پدیده ست که در همیشه تاریخ با ملت ترک سلجوقی همراه بوده است. اینها ملتی بودند بیابانگرد که هر جایی را که اشغال میکردند سعی میکردند که تاریخ و میراث فرهنگی ملت اشغال شده را به نام خود مصادره کنند. قبل از اشغال آناتولی توسط ترکان سلجوقی و در دوران تسلط بر ایران ,ترکان سلجوقی سعی کردند که با مصاره فرهنگ و تاریخ ایران به شکلی ایرانی شوند ولی خوی استیلاگری اونها این اجازه را نداد. بعد از اشغال آناتولی توسط ترکان سلجوقی و حرکت اونها به طرف غرب و بعدها اشغال روم شرقی و قسطنطنیه اونها تلاش کردند که اروپایی شده و خود را به شکلی حتی وارث فرهنگ و مدافع اروپا جا بزنند ولی از طرف مردم اروپا و دولتهای اروپا پذیرفته نشدند. وتعجبی ندارد که این بی هویتی امروز خود را در قالب سعی وتلاش اونها برای ورود به اتحادیه اروپا نشان دهد. ولی بعید می دانم که ترس دائمی اروپاییان از ترکان اجازه ورود ترکیه به اتحادیه اروپا را بدهد. خیلی خلاصه بگم. ترکان سلجوقی بیابانگرد بودن و فرهنگ متحدی نداشتند. با همه تمدنها هم در حال جنگ بودن. مسلمان شدنشان هم به خاطر منافع رهبرانشان بود. در مقابل پول هم خدمت ارائه میکردند. مثلا خیلی از اینها در خدمت امپاطوری تانگ در چین و ساسانی در ایران بودند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.