پنج شنبه , مهر ۷ ۱۴۰۱

ازدواج با محارم در دین زرتشت دروغی بیش نیست

ازدواج با محارم در دین زرتشت دروغی بیش نیستبدیهی است آیین پاکی که درجه حقیقت شناسی و حکمت و معرفت را به انتها رسانده و تمام اوامر و تاکیداتش بر تنظیم و ترتیب امور عالم و صحت جسم و سلامت روح و حفظ درجات انسانیت با نیکویی تمام بوده هرگز کاری شنیع را تجویز ننموده است. یکی از مسایل مهم عالم عمل ازدواج است. در ایران باستان مرسوم بوده زمانی که پدر یک دختر فرزند پسری نداشته که نام خانوادگی او را زنده نگاه دارد با دختر و داماد خود قراری میگذاشته که نام خانواگیش را بر روی اولین فرزند پسر دخترش بگذارد و در مقابل پدر دختر تمام مخارج نگهداری آن پسر را می پرداخته.تازی ها (عربها) که از این مسئله آگاهی نداشتند در ابتدای ورود به ایران گمان کردند که آن پدر با دختر خودش ازدواج کرده است.

در اعتقادات زرتشتی ازدواج باید هر چه بیشتر از نظر نسبت خونی دور باشد و هر چه دور تر باشد درست تر است ولی نه از خون قومی دیگر یعنی ایرانی با ایرانی و آن هم از اهل مذهب خود و ازدواج با نسبت خونی نزدیک هم ممنوع است.حتی دایه ای که شیر به کوکی از آن خانواده داده باشد ازدواج فرزندان آن دایه و یا کس دیگری که از آن دایه شیر خورده باشد با آن کودک دیگر که از آن دایه شیر خورده ممنوع است. این عقیده زرتشتیان بوده و هست و عادات و رسوم هر عصر بین زرتشتیان گواه صادق این آیین ها است.اما  تعدادی نادان تر از آن تازی ها امروزه می گویند که زرتشتان با مادر و خواهر و دختر خود ازدواج میکنند و شاهد قول خود را داستانهایی مانند داستان هما و بهمن در شاهنامه قرار می گیرند و میگویند که چون در شاهنامه نوشته که بهمن دختر خود هما را به عقد خود در آورد پس این عقیده زرتشتیان است…باید گفت که ابتدا اگر هم این موضوع را قوی بدانیم آیا عقلا” و صاحبان انصاف و محققین پیوسته جز را دلیل کل قرار میدهند یا کل را دلیل جز و غیر از سند شاهنامه چه سند دیگری است که این نسبت را به بهمن بدهد و چنان که گفتیم فرضا” بهمن چنان عمل زشتی را انجام داده این دلیل دستور مذهب و عادت کل نمی شود. چه مدرکی از اوستا برای این مطلب دارند؟ آنها تا امروز حتی یک جمله هم از اوستا برای این ادعا نیاورده اند و فقط به ذکر داستان هایی اکتفا و بسنده میکنند اگر این گونه است که چه بسیار بودند حاکمان مسیحی و یهودی و مسلمان که کار های بسیار زشتی را انجام داده اند و ظلم های فراوانی کرده اند …آیا این درست است که ما عمل آن ها را به پای دینشان بنویسیم؟ و یا گفته های یک روحانی حکومتی را از دینشان بدانیم؟آیا نباید دلیل هر عملی را در ادیان مختلف از کتاب آسمانی آنها آورد ویا باید با ذکر داستان و افسانه دیگران را متهم کرد گرچه در کتاب مقدس خودشان نوشته که ساری همسر  ابراهیم خواهرش  بوده (کتاب مقدس – کتاب پیدایش – ۲۰ – ۱ تا ۱۲ ). تا امروز این انسانهای نادان حتی یک کلمه هم در این باره از اوستا نیاورده اند. فقط برخی از آنها یک جمله را از یسنه بیان میکنند که به این شرح است: من دین مزداپرستی را باور دارم که جنگ را بر می اندازد و رزم افزار را به کنار گذارد و (خویشاوند پیوندی) را فرمان دهد(هات۱۲بند ۹) … درباره این کلمه خویشاوند پیوندی هم باید گفت که این کلمه ترجمه ای اشتباه از کلمه (خوات ودتام) است ترجمه صحیح این کلمه به این شرح است: خوات به معنی خود – و دتام هم به معنی گذشتگی است و روی هم رفته به معنی ازخودگذشتگی می شود نه خویشاوند پیوندی حتی اگر هم آن ترجمه ای که خودشان بیان میکنند را بپذیریم باز هم این بند درباره صلح سخن میگوید و خویشاوند پیوندی هم در این بند به معنی برقرای دوستی میان خویشاوندان می شود و این بند سخن از خویشاوندان میکند نه محارم و منظور از خویشاوند پیوندی در این بند دوستی با خویشاوندان است نه ازدواج…آیا می توان در جمله ای که از صلح و دوستی سخن میگوید یکباره از ازدواج حرف زد؟و اما طلاق هم در دین زرتشت تجویز نشده است و در شرایطی خاص امکان دارد مانند زمانی که زن یا شوهر بدکار گردد و زن یا مرد از دین خارج شود و دین دیگری را انتخاب کند. که در صورت بد کاره بودن باید این مطلب را ثابت کرد.پس در کل نتیجه می گیریم که این اعراب تازی بدون اینکه دلیل کاری را بدانند به ایرانیان تهمت ازدواج با محارم زدند که این مطلب دروغ وتهمتی بیش نیست و به هیچ وجه چنین چیزی در تاریخ ایران باستان وجود نداشته و ندارد.

درباره ی کاوه آهنگر

۴ دیدگاه

  1. سلام

    لطفا برای مطلب فوق سند ارائه نمایید- سپاس

  2. ۱

     pleased is he who has a child of his child, even when it is from some one of a different race and different country. That, too, has then become much delight which is expedient, that pleasure, sweetness, and joy which are owing to a son that a man begets from a daughter of his own, who is also a brother of that same mother; and he who is born of a son and mother is also a brother of that same father; this is a way of much pleasure, which is a blessing of the joy … the family is more perfect; its nature is without vexation and gathering affection

    ۲

    That Yasna 53.4 refers to xwēdōdah is stated explicitly in the commentary on this strophe in the Warštmānsr nask in Dēnkard 9.45.4, which is about the praise of Pōručist, daughter of Zarathustra, who, loving the dēn, followed its advice and gave her body in wife-hood (zan-īh) to Zarathustra and performed (warzīd) work (kār) and respect (tarsagāhīh), then did (kerd) wife-hood and respect for Jāmāsp

    ۱

    Dinkard [9 cent. A.D.], tr. E. W. West (SBE, 18, 34, 47) (Oxford, 1882-97), 3.82 (XVIII, pp. 404-405, 408-409). Other important Pahlavi sources are: Shayast la-Shayast [7 cent.], tr. E. W. West, 18.3-4; in SBE, V, pp. 237-406. Dina-i Mainyo-i-Khirad [9 cent.], tr. E. W. West, 4.4; 36.7; 37.12; inSBE, XXIV, pp. 1-113. Dinkard [9 cent.], 9.41.27; 9.677, 9. Manuskihar (fl. 881), Dadistan-i Dinik, tr. E. W. West, 37.82; 65; 77.6-7; 78.19; in SBE, XVIII. Zad-Sparam (fl. 881), Selections, tr. E. W. West, 23.13; in SBE, V. pp. 153-187; XLVII, pp. 131-170; XXXVII, pp. 401-405

    ۲

    (ms. DH, p. 235; ed. Madan, II, pp. 870-71)

    and many other pahlavi sources so yes it's true face it

  3. ازدواج زرتشتیان با محارم در کلام دکتر شریعتی
    به قلم دکتر علی شریعتی
    «در مذهب زرتشت، به صراحت در اوستا، می خوانیم که ازدواج با خواهر نه تنها جایز است، بلکه باعث بخشایش گناهان می شود و از مستحبات مؤکد است. و ازدواج با محارم از ستایش هایی است که از شخصیت های تاریخ مذهب شان می گویند. اما بعد که وجدان اخلاقی عوض می شود و ازدواج با محارم، عملی نفرت انگیز تلقی می شود، علمای مذهب به فکر چاره جویی می افتند و به توجیه و انکار می پردازند.» (تاریخ و شناخت ادیان، ص ۱۵)

  4. خیانت را اون عده ای میکنند که راه اینو باز میکنند که یک مثلا ارب ملخ خور {که پیشینش از زنای با محارم است و حتی همین حالا مثلا فیلم زنای مفتیشون با نوه اش یهو در میاد} سر بحث اینکه آیا در تنها کشوریکه واقعا این امر توش نکوهش شده وجود داشته یا نه، مغز جوان ایرانیرو بخورند. هرکسی ادعا میکنه زنای بامحارم در ایران بیشتر از سرپیچی از قوانین پاک ایرانی بوده حتی نمیتونه ثابت کنه در قوم خودش این امر رایج نبوده. همینطور ایران پس از اسلام دوباره تنها کشوریست که اخلاقیات کاملا باسند توش به حد اعلی رعایت شده که حتی تو دیگر کشورهای عسلامی هم اینطور نبوده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.